بدانست كه ايشان بترسيدند چون ساعتى بود بكنار حصن آمدند و سفاهت آغاز كردند گفت : خواستم كه بازگردم تا رسول نيايد و اين سخنها نشنود درين بودم كه آمد و آن سخنها بشنود آواز داد كه : « يا اخوة القردة و الخنازير انّا اذ انزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين » چون اين بشنيدند گفتند : اى ابو القاسم تو هرگز جهول و دشنام ده نبودى پيغمبر از كرم خود بشرم افتاد باز پس شد و بايستاد « 1 » ايشان گفتند كه : اين حديث محمّد را كه گفته باشد ؟ - « أ تحدّثونهم بما فتح اللّه عليكم » ؟ .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 77 ]
أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ ( 77 )
ايشان نميدانند كه خداى داند آنچه ايشان پنهان دارند و آنچه آشكارا كنند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 78 ]
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ ( 78 )
و از اهل كتاب جماعتى نانويسنده و ناخوانندگانند همچنانكه از مادر خود زاده ، كتاب ندانند و بر معانى آن واقف نباشند ندانند مگر دروغها و باطلها فراهم نهاده يا آنچه بتلقّف « 2 » در حفظ ايشان نهاده باشند و ياد ايشان داده آن را ميخوانند و معانى آن فهم نميكنند برين معنى مثل آن باشند كه گفت :
« إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ »
و دروغ و باطل ايشان آن بود كه گفتند :
« لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً
و
لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى
، و
قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ » .
و نيستند ايشان الّا كه گمان مىبرند آنچه ميگويند از سر يقين و علم نميگويند و گفتهاند كه : معنى آنست كه الّا دروغ نميگويند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 79 ]
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ ( 79 )
پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت كه : « ويل » واديى است در دوزخ چون كافرى را درو افكنند
هامش
( 1 ) - در نسخهء قديمى : « بيستاد » .
( 2 ) - كذا .