پيش از ابن جوزى ، ابن قتيبه متوفّى 276 فصلى از كتاب خود را به عنوان « باب اللفظ الواحد للمعانى المختلفة » آورده و در آن به بيان وجوه معانى كلمات زير پرداخته است : عهد ، امان ، يمين ، وصيّت ، حفاظ ، زمان ، ميثاق ، دين ، جزا ، ملك ، حساب « 1 » .
حبيش تفليسى كه در آغاز كتاب از « مشكل قتيبه » ياد مىكند بيشتر به همين فصل از كتاب تأويل مشكل القرآن ابن قتيبه نظر داشته بوده است .
مفسّران نيز در كتب تفسير هنگام بحث دربارهء لغات قرآن بشرح وجوه معانى آن مىپرداختند و اين امر در تفاسير عربى و فارسى بسيار به چشم مىخورد . در اينجا فقط وجوه معانى يك كلمه را از تفسير « كشف الاسرار و عدّة الأبرار » كه در سال 520 تأليف شده نقل مىكنيم ، زيرا آن كتاب نيز مانند « وجوه قرآن » در قرن ششم تأليف شده و در ضمن با تطبيق همين كلمه در وجوه قرآن اين نكته بدست مىآيد كه منابع هردو در آن قرن يا يكى بوده و يا اينكه متشابه بوده است .
ابو الفضل رشيد الدين ميبدى صاحب تفسير مزبور در ذيل آيهء
« ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ »
گويد :
پارسى سوء بدى است و در قرآن آن را بر يازده وجه تفسير كردهاند :
هامش
( 1 ) - تاويل مشكل القرآن ، ابن قتيبه ، ص 347 تا 351