بتأليف كتاب پرداختهاند » .
سپس دربارهء كلمهء وجوه و نظاير چنين گويد :
« وجوه عبارتست از لفظ مشترك كه در معانى مختلف به كار رود مانند لفظ « أمّة » و من در اين باب كتابى بنام « معترك الأقران فى مشترك القرآن » تأليف كردهام ، و نظائر عبارتست از الفاظ متواطئه » و براى بيان اهميت اين فن دو حديث زير را نقل مىكند :
1 ) « مقاتل بن سليمان در آغاز كتاب خود اين حديث را ذكر كرده :
« لا يكون الرّجل فقيها كلّ الفقه حتّى يرى للقرآن وجوها كثيرة » . اين حديث را ابن سعد و ديگران از أبو دردا روايت كردهاند .
2 ) ابن سعد نيز از طريق عكرمه از ابن عباس روايت كرده كه على ( ع ) او را بسوى خوارج فرستاد و به او سفارش كرد كه با آنها با سنّت احتجاج كند نه با قرآن زيرا قرآن داراى وجوه است « إذهب إليهم و خاصمهم و لا تحاجّهم بالقرآن فإنّه ذو وجوه » .
سيوطى در پايان براى نمونهء وجوه معانى كلمات زير را در قرآن بيان مىكند : هدى ، سوء ، صلاة ، رحمة ، فتنة ، روح ، قضا ، ذكر ، دعا ، إحصان « 1 » .
از « وجوه القرآن » مقاتل بن سليمان كه حبيش آن را ترجمه و تكميل كرده است اثرى در دست نيست و گويا سيوطى هم در دسترس
هامش
( 1 ) - الاتقان فى علوم القرآن ، سيوطى ، ج 1 ص 142