مىگويد : « آهستهتر سوز كه طاقت سوختن سخت ندارم [ 1 ] و قوّت تحمّل آن نيست مرا » يا حجّام را مىگويد : « نيش آهستهتر نه و آهستهتر فروبر [ 2 ] » امّا هرآينه تا مويى از كالبد هست آتش را با اين [ 3 ] كار است تا تمام دمار سيه 15 برنيارد از طبيعت فايده نيست [ 4 ] بيت :
خود گر سنايى 16 [ 5 ] دم زند آتش درين عالم زند * وين عالم بىاصل را جون ذرّها برهم زند
جون محبّت پيدا آيد يا او را سوى خويش كشد يا [ 6 ] سوى او رود جون وصلست فرق نبود او را يافتى او را يافته باشى قل عبارت از وقت است كه سر پستان نطق خليدن [ 7 ] گيرد كسى را طلبد كه سماع سخن او كند و وقتى سر پستان نخلد باشد [ 8 ] كه هم وهّابى كند جهت شير
وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ
« 1 » آرى آزارند و برنجند امّا [ 9 ] حقوق نگاه دارند حقوق نعم باشد كه
يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
« 2 » هم ماكيان خوذ نوك 17 زند و بيضه را بشكند جون چوژه 18 تمام برسذ
فَاعْفُ عَنْهُمْ
« 3 » منت لعنت كردم هم منت رحمت كنم اين مرا افتاده است
كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
« 4 » يكى [ 10 ] جان در دو تن شنيدهء ببين
هامش
( 1 ) - سل : سوختن نمىدارم
( 2 ) - سل : نيست مرا اما هرآينه
( 3 ) - سل : او .
( 4 ) - سل : فايده نيست خود . ( بيت ) ندارد .
( 5 ) - سل : گر جان عاشق
( 6 ) - سل : يا او
( 7 ) - از آن وقتى است كه سر پستان خليدن
( 8 ) - قو : كه باشد . سل : هم باشد
( 9 ) - سل : و ليكن نگاه دارند اللّه يتوفى
( 10 ) - سل : يك
( 1 ) - قرآن كريم ، التوبة / 111
( 2 ) - قرآن كريم ، الزمر / 42
( 3 ) - قرآن كريم ، آل عمران / 159
( 4 ) - قرآن كريم ، لقمان / 28