فهرست حكم و امثال فارسى
آ
آب شور را چندانكه خورى تشنگى به پايان نرسد ص 78
آزادمرد آن باشد كه از رنجانيدن كسى نرنجد ص 67
آنكه حدوث بيند بقدم برسد ص 60
احمق آنست كه تا بر سر نرسد نداند ص 102
اعتبار بسيارى عبادت را نيست اخلاص عبادت راست ص 90
اگر كسى همه طاعتهاى نغز بكند و شكم را پر مىكند و مىخسبد به هيچ جايى نرسد ص 11
اگر مردى سخن خويش گوى ص 49
انصاف با منصف بايد گفتن با بىانصاف گفتن حكمت نباشد ص 56
ب
با نااهل منشين كه آتش او جامهء جان را بسوزد ص 37
به بددلى مردم در جويك خردك غرقه شود و به پردلى از درياهاى بزرگ بگذرد ص 42
به غير جنس نظر كردن دل را كور كند ص 54
بكر دوشيزه را مرد بايد تا بكارت او زائل كند ص 6