شيخ ابو سعيد خرّاز 218 مىگويد : « فاعلم يعنى علم خود را صاف كن از ياد غير من و از انس گرفتن به غير من » .
قوله تعالى أفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ *
دلهاست 219 كه بر آن دلها قفلهاست نتواند تفكّر كردن و زبانهاست كه بر آن زبانها قفلست نتواند خواندن كلام حق را أ فلا يتدبّرون تدبّر آن باشد 220 كه بدانى كه پس اين حال چنين حالتى آيد و پس اين فعل چنين اثرى خواهد زاييدن چنانك باغبان در شاخ درخت نگرد بدان علمى كه او را دادهاند در رنگ درخت و تازگى او بداند كه ازو چه زايد و بعد ازين رنگ و شكوفه چه برون آيد و ديگران در آرايش شاخ مىنگرند و از آنچ بعد از آن آيد خبر ندارند و اين قفلها در دلها و زبانها از بهر آن نهادند كه ايشان خيانت كردند ، اندكى ايشان را بر حق واقف كردند ايشان از حسد آن را پوشانيدند و بخلاف آن گواهى دادند و آن روشنايى را شكر نگفتند شكر آن گواهى حق دادن بود و ترك حسد كردن بود از آنك قفل ديدند توبه نكردند و مستغفر نشدند قفل سختر بايد كه توبه كنند و بازگردند كه اگر توبه قبول نخواست كردن دگر قفل نكردى و بندگان را تنبيه نكردى .
قوله تعالى وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ
اگر خواستيمى 221 ترا اى محمّد مطّلع كرديمى بر نهانيهاى ايشان يعنى از بهر آنك [ 1 ] بر تو ظاهر نكرديم
هامش
( 1 ) - ظ : از بهر آن