براى بسيارى صدقهاش و ليكن بسبب آن چيزى و روشنى و اخلاصى كه در دل او نهاده شده است بدان اخلاص او فضل يافت بر ياران ديگر و طاعت او فضل يافت بر طاعتهاى ايشان » .
قوله تعالى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ
فرمان خداى كنيد 226 در حرمت داشتن رسول عليه السّلام و او را نايب حق دانستن و فرمان بريد پيغامبر را در آنچ مىفرمايد شما را از تعظيم خدا و باطل مكنيد عملهاى خود را بديدن آن و اعتماد كردن بر آن .
فارس 227 مىگويد : « عاقل طاعت كند و خود را تارك طاعت داند و جاهل طاعت كند و خود را مطيع داند » بعضى گويند : 228 « باطل كردن عملها بريا و خويشتنبينى بود » .
حسين گويد : 229 « باطل كردن عملها آن بود كه بر خلق بزرگى كند كه من طاعت كردم زيرا طاعت براى ترك تكبّر و بزرگى است چون سبب تكبّر شد پس باطل شد يعنى طاعت او صورت بىمعنى شد صورتش سود و معنيش زيان » .
قوله تعالى إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ *
بعضى گفتهاند كه :
« ما اهل دنيا 230 را بر چهار قسم يافتيم يك به غفلت مزههاء دنيا مىجويند و مىگيرند و قوم ديگر از اهل دنيا از صحّت در علّت و بيمارى در مىآيند از غايت جهل و بعضى خود از بستر مرگ و رنجورى در گور مىروند قسم چهارم از