سبعين ملّة ، تزيد عليهم ملّة . كلّهم في النّار إلّا واحدة . قالوا : يا رسول اللّه ! و ملّة الّتى
[ در اصل چاپ شده :
لتى ]
تنقلب . قال : ما انا عليه و أصحابي »
يعنى « بر امّت من همان رود كه بر بنى إسرائيل رفت . بدان سان كه ايشان به هفتاد و دو فرقه گرديدند ، امت من به يك فرقه بيشتر ، به هفتاد و سه گروه شوند ، و همهء آنان در دوزخ باشند مگر يك دسته كه رستگار گردند . چون از آن حضرت پرسيدند كه آن دسته كيانند ؟ فرمود : آن دسته كه من و يارانم برآنيم » .
و نيز از قتادة بن مالك بن نضر روايت شده كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
« ان بنى إسرائيل افترقت على احدى و سبعين فرقه و ان امّتى ستفرق على اثنتين و سبعين فرقه كلّها في النّار إلّا واحدة و هي الجماعة »
، يعنى « همان سان كه بنى إسرائيل به هفتاد و يك فرقه گرديدند ، پيروان من به هفتاد و دو گروه شوند ، و همهء ايشان در دوزخاند ، جز يك گروه ، و آنان جماعتاند » .
عبد القاهر بغدادى خود را به مفهوم اين حديث مقيّد كرده و آن را در آغاز كتاب خويش [ ، الفرق بين الفرق ] آورده و أساس تفرقهء مسلمانان را بر آن قرار داده است و سعى كرده فرق اسلام را به صورتى متكلّفانه و تصنّعى به هفتاد و دو فرقه برساند . همين كار را مقريزى و سيّد شريف جرجانى كردهاند . امّا ابن حزم اندلسى در كتاب خود ، الفصل في الملل و الاهواء و النحل ، تكيه بر اين تقسيم نكرده است .
از كسانى كه استشهاد به اين حديث كردهاند ، امام محمّد غزّالى در كتاب فيصل التفرقة بين الإسلام و الزندقة است و در تأويل اين حديث در بارهء نجات فرق اسلام قائل به تسامح شده ، مىنويسد كه : « كلّها في الجنّة إلّا الزّنادقة » يعنى « همهء آن فرقهها در بهشتاند جز زنديقان » .
نخستين كسى كه در صحّت اين حديث شبهه نموده ، امام فخر الدّين رازى در كتاب تفسير خود به نام مفاتيح الغيب است .
از خاور شناسانى كه در بارهء اين حديث و چگونگى پيدايى آن بحث كردهاند ، يكى پالگراو (
Palgrave
) است كه مىگويد : اين عدد اشاره به هفتاد و دو شاگرد از شاگردان مسيح - عليه السّلام - است كه در إنجيل مكرّر از آنان سخن رفته است . ديگر اشتاين شنيدر (
SteinSchneider
) ، خاور شناس آلمانى ، است كه در مجلّهء آلمانى
ZDMG
قول هفتاد و يك فرقه شدن يهود را به روايت تورات كه موسى هفتاد كس از بنى إسرائيل را برگزيد ، رد كرده است .
سرانجام خاورشناس معروف گلدزيهر (
IgnazGoldziher
) ، در كتاب العقيدة و الشّريعة (
Vorlesungen NuderDenIslam
) ، در بارهء اين حديث بحث كرده و در مجلّهء تاريخ اديان (
RevuedeL ' Histoiredes Religions
) ادّعا نموده كه نقل حديث بدين صورت اشتباه است و صورت اصلى آن در صحيح بخارى چنين آمده است :
« الايمان بضع و سبعون شعبة فأفضلها قول لا إله إلّا اللّه و أدناها اماطة الأذى عن الطريق و الحياء شعبة من الايمان »
يعنى « ايمان هفتاد و اند شعبه است كه برترين آنها گفتن لا إله الّا اللّه و پايينترين آنها بر طرف كردن آزار از راه مردم است ، و شرم شعبه أيست از ايمان » . او مىگويد كه در گذشت روزگار مقصود از كلمهء شعبه بد فهميده شده ، و حديث به صورت بالا تحريف پذيرفته است .
اين حديث اگر هم تحريف نشده باشد ، ذكر عدد هفتاد در آن دلالت بر بسيارى و مبالغه مىكند و نظاير آن در قرآن و سنّت فراوان است . منظور رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ظاهرا پيش بيني آن بوده كه پس از وى مسلمانان به فرق بسيارى تفرقه خواهند پذيرفت » .