( 1891 ) 191 / 23 « حىّ » .
در دستنوشت : « حيىّ » .
( 1892 ) 192 / 7 « نهيتم من أخذها » .
در دستنوشت : « نهيتم من أخذها » [ ! ] ( 1893 ) 192 / 16 « سراى » .
به همين تلفّظ در دستنوشت درج گرديده است .
هنوز در ايران مركزى ، هستند كسانى كه « سرايدار » را « سرايدار » مىگويند .
( 1894 ) 192 / 21 « ( و مال ايشان . . . ) » .
اين پاره در حاشية به قلمى ديگر افزوده شده و در عكس ما هم چندان روشن نيست ؛ زين رو ، قرائتمان به سنجش و گمان آميخته است .
( 1895 ) 192 / 22 « نصيحت نمىكنيذ » .
آيا ترجمهء درستى است ؟ ! « مىكنيد » نبايد باشد ؟ ! نيز سنج : تاج التّراجم ، ج 2 ، ص 781 .
( 1896 ) 193 / 24 « لقالوا : و لعلّكم تتّقون » .
در دستنوشت : يتقون .
( 1897 ) 194 / 10 « بئس » .
در دستنوشت : « بيس » .
چنان كه در متن هم بيايد ، اينجا از جايگاههاى اختلاف قرائت است .
نيز نگر : مجمع البيان ، ج 4 ، ص 757 .
( 1898 ) 194 / 11 « بأس سختى » .
در دستنوشت : باش سختى .
( 1899 ) 194 / 24 « أبوا » .
در دستنوشت دومين الف نيست .
( 1900 ) 194 / 26 « عنقه » .
دستنوشت : « عنقه » .
( 1901 ) 195 / 4 « يعرف » .
دستنوشت : « يعرف » .
( 1902 ) 195 / 4 « الصّغير » .
در دستنوشت ، « راء » ش مفتوح است .
( 1903 ) 195 / 11 « اى » .
در دستنوشت اين جايگاه بكمال روشن نيست و از قرائت خويش بىگمان نيستم .
( 1904 ) 195 / 22 « لسريع » .
دستنوشت : سريع .
( 1905 ) 195 / 24 « آتيناه آياتنا » .
در دستنوشت « آياتنا » از قلم افتاده است .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 633
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٦٣٣