( 1859 ) 181 / 25 و 26 « ذق . . . الكريم » .
الدّخان / 49 .
( 1860 ) 182 / 15 « آله - . . . » .
اين جايگاه بتمامى در عكس ما ناخواناست ؛ و لفظ « آله » را هم بحدس ضبط كردهايم .
( 1861 ) 182 / 17 « ( ما ) » .
اين « ما » هم با أفعال بعدي سازگارى ندارد و هم نامحتمل نيست كه افزوده باشد ؛ زين روى ميان كمانكان جايش داديم .
( 1862 ) 182 / 19 « عاتى » .
« عاتى : از عتو . متكبر و از حد در گذرنده . ( آنندراج ) . مردى درشونده در فساد كه پند هيچكس نپذيرد .
( مهذّب الأسماء ) . » ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 1863 ) 182 / 20 « ستنبهء » .
عكس چندان روشن نيست ؛ اميدوارم درست خوانده باشم .
« ستنبه » : در برهان قاطع ( ص 1100 و 1101 ) مىخوانيم : « بكسر أول بر وزن شكنبه ، مردم درشت و قوى هيكل و دلير را گويند - و صورتى را نيز گفتهاند كه از غايت كراهت و زشتى طبع از ديدنش رمان و هراسان باشد - و . . . » .
( 1864 ) 182 / 25 و 26 « هست » . « جهت . . . » .
اين جايگاه چندان خوانا نيست ؛ به سنجش و گمان ضبط گرديد .
( 1865 ) 183 / 7 « تا اجل مسمّى » .
اين جايگاه كاملا روشن نيست . در ضبط چندى به سنجش و گمان تكيه كرديم .
( 1866 ) 183 / 10 « كى بآخرة » .
از اين بهره جز اندكى آشكار نمىباشد ؛ به گمان و سنجش ضبط شد .
( 1867 ) 183 / 20 « إليكم الكتاب » .
تا آنجا كه از روى عكس ( و ترجمه ) مىتوان دانست در دستنوشت بجاى « إليكم » ، « اليك » آمده ! ( 1868 ) 183 / 24 « فرو آمذه است » .
چنين مىباشد در دستنوشت ؛ و به معناى همان « فرود آمده است » مىباشد .
( 1869 ) 184 / 4 و 6 « [ . . . ] » ( هر دو مورد ) .
در اينجا در دستنوشت نشانهاى هست نشانگر وجود مطلبى در حاشية ولى در حاشيهء عكس ما چيزى پيدا نيست . از راه احتياط ، اين دو چنگك و نقطة چين را نهاديم .
( 1870 ) 184 / 11 « من يضلّ » .
دستنوشت : « به من ضلّ » .
( 1871 ) 184 / 19 « دينه » .
در دستنوشت به فتح نون كتابت گرديده است .
( 1872 ) 185 / 7 « ولّوا الى . . . » .
الأحقاف / 29 .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 629
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٦٢٩