متأخّرست ، در متن تصرّف نموده و عبارت « عليه السّلم » را بدل كرده است به : « صلى اللّه عليه و آله » .
آوردن عبارت « عليه السّلم ( عليه السّلام ) » ، براى رسول أكرم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، در اين متن و جز اين متن ، نمونه دارد . در اين متن نمونه را بنگريد به صفحهء نود و شش دستنوشت ؛ و از جز اين متن بنگريد به : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى ( چ شعرانى ) ، ج 3 ، ص 62 .
( 897 ) 47 / 4 « فرموذ : و الّذى . . . » .
چنين است در دستنوشت .
در بلابل القلاقل ، فرمايش شريف نبوي - صلّى اللّه عليه و آله - به همين شكل البتّه ، جز در يك لفظ ، ضبط گرديده ، و آن لفظ « فعلا » مىباشد به جاى « فعلوا » .
( نگر : دستنوشت « بلابل القلاقل » ، رويهء 16 بنا بر عكس حاضر نزد ما - كه چند رويهء از آغازش بىشماره است . ) واحدى نيشابورى در أسباب النزول ضبطى چون ضبط بلابل القلاقل به دست داده است ( نگر : أسباب النزول ، الواحدي النيسابوري ، ص 68 ) .
( 898 ) 47 / 6 « صلوات اللّه عليهم » .
در دستنوشت جايگاه « صلوات » فرسوده است . « ت » پيداست . به گمان ، ضبط شد .
( 899 ) 47 / 11 « دروغ زنان » .
« دروغ زن » : دروغگو ، كاذب .
« هيچ قومي بنزد تو نيامدند دروغزنتر ازين گروه كه پيش تو ايستادهاند . » ( قصص قرآن مجيد ، ص 180 ) « پس اگر نه به اعتقاد گفت دروغزنست » .
( قابوسنامه ، ص 49 ) .
( 900 ) 47 / 12 « پس . . . خذاى - تعالى . » .
دريغ كه عبارت در متن بس فرسوده است و جز همين اندازه نمىتوان خواند ؛ در همين قدرش هم ، كاملا بىگمان نيستم .
اگر پس از لفظ « تعالى » هم چيزى بوده است ، معلومم نشد زيرا عبارت در حاشية است و هر گونه جاى خالي نامنتظر نيست ؛ هر جا سياهى ختم شود ، به حساب پايان عبارت گذاشته مىشود .
( 901 ) 47 / 14 « قصص خبريست كى . . . » .
سنج : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 765 .
( 902 ) 47 / 14 « آله » .
« آ » در دستنوشت ما هست ولى در رسم الخطّ عثمان طه - كه امروز بسيار متداولست - نيست . در دستنوشت تفسير سورآبادى ( چاپ عكسى بنياد فرهنگ ايران ، ج 1 ، ص 194 ) هم اين « آ » هست .
( 903 ) 47 / 15 « نقمت » .
« نقمت » : عقوبت و كينه و عذاب ( غياث اللّغات ) ( ناظم الاطبّاء ) . مقابل نعمت و راحت .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٩٤