صص 297 - 324 .
ضمنا : داورى و تحقيق متكلّمانهء اين بهره از متن را بسنجيد با : بلابل القلاقل ، رويهء 16 و 17 از عكس دستنوشت - كه نزد ماست و چند رويهء از آغازش شماره ندارد .
( 907 ) 48 / 3 « عازورا » .
در دستنوشت - مانند ضبط متن - : بدون همزهء پايانى ؛ در مجمع البيان ( ج 2 ، ص 777 ) : عازوراء .
اين كه اين همزهء پايانى در دستنوشت ما مانند بسيارى موارد رسم الخطّى مشابه ، تنها كتابت نشده يا أساسا در تلفّظ نمىآمده است ، بر بنده معلوم نيست - و اللّه أعلم .
( 908 ) 48 / 3 « احزاب » .
« احزاب » جمع « حزب » است ؛ و فيروزآبادي در شرح واژهء « الحزب » گويد : « . . . جند الرّجل و أصحابه الّذين على رأيه » ( القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 182 ) .
ذيل « حزب » ، در لغتنامهء دهخدا آمده : « . . . ياران ( منتهى الارب ) . مددكاران ( منتهى الارب ) . ملازمان . سپاه يا دوستان يا تابعين براى كسى . » .
ناگفته پيداست كه آنچه آمد ، تنها معناى « حزب » نيست ، بلكه مناسبترين معنايش براى مورد مذكور در متن مىباشد .
( 909 ) 48 / 4 « بامانت » .
در دستنوشت : « يامانت » ( ! ) ( 910 ) 48 / 6 « استثنا منقطع است » .
سازگار با روال كتابتى اين دستنوشت كه در مواضعى « ء » را پس از « الف » مىاندازد ، ( گ . ) « استثنا [ ء ] منقطع است » هم بتوان خواند .
در بارهء « استثناء » و « مستثناى منقطع » نگر : الحدائق النّديّة ، ص 112 .
( 911 ) 48 / 8 « استحلال » .
در كتاب المصادر آمده است : « الاستحلال : به حلال داشتن و بحلي خواستن » ( ص 784 ) .
در اينجا همان معناى نخستين مناسب مىنمايد .
( 912 ) 48 / 8 تا 10 « اعتقاد كردند » ، « عرب » ، « امانت را » .
در مورد يكم ، دو حرف واپسين و در مورد دوم و سوم ، حرف واپسين ( ظ . ) با كاغذى پوشيده است . به سنجش و گمان ، خوانديم . در ادامهء عبارت « رسيذ » هم حرف آخرش به پوشيدگى رسيده و اگر پس از آن چيزى بوده است ، نمىدانيم .
« اعتقاد كردن » : ( گ . ) به چيزى عقيده داشتن . در شعر بو حنيفه هم آمده است :
« داند از كردگار كار كه شاه * نكند اعتقاد بر تقويم » ( تاريخ بيهقى ، تصحيح دكتر على اكبر فيّاض ، ص 487 ) .
« هر كه مىداند كه چه مىگويد ، و چه مىخورد ، و چه مىكند ، . . . ، و اعتقاد كند كه چنين مىبايد كرد ، و اين راه راست است ، . . . » ( انس التّائبين ، ص 90 ) نيز ، نگر : انس التّائبين ، ص 125 و ص 305 .
( 913 ) 48 / 10 « قياس كردند بر » .
اين شيوهء بيان ظاهرا متأثّرست از « قاس الشّيء على غيره » در تازى . ( سنج : المختار من صحاح اللغة ،
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٩٦