مِنَ النَّاسِ »
ثم قال ( ع ) يا أبا عبيدة قتلت بنو إسرائيل ثلاثة و أربعين نبيا من أول النهار في ساعة واحدة فقام مائة رجل و اثنا عشر رجلا من عبّاد بنى إسرائيل فأمروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعا من آخر النهار في ذلك اليوم و هو الذي ذكره اللّه تعالى . » ( مجمع البيان ، ج 2 ، ص 720 )
نيز نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى ( چ شعرانى ) ، ج 2 ، ص 483 ؛ البرهان ، ج 1 ، ص 274 ؛ كنز الدّقائق ، ج 3 ، ص 59 و 60 .
( 827 ) 42 / 11 و 12 « آخر روز » .
عبارت در دستنوشت بس فرسوده است ؛ به سنجش با مجمع البيان ( ج 2 ، ص 720 ) و اعتماد بر سايهاى كه در عكس ديده مىشد ، چنين خوانديم ؛ هر چند واپسين حرف كلمهء دوم در دستنوشت به « ل » بيشتر مىماند تا « ز » .
( 828 ) 42 / 13 و 14 « هر كس كى . . . مخالفت كرد و قصد . . . كرد ، كافر بوذند » .
چنان كه ديده مىشود براى « هر كس » هم فعل مفرد به كار برده و هم جمع . در پيشگفتار بدين مورد پرداختهايم ؛ خواهندگان را مىشايد كه آن موضع را بنگرند .
تنها به اختصار مىگوئيم كه قدما براى « هر كس » هم فعل مفرد به كار بردهاند و هم جمع .
رجوع يافتن دو فعل ناهمگون در جمع و افراد را نيز ( ظ . ) مىتوان سنجيد با عبارتى از « تفسيرى بر عشرى از قرآن مجيد » ( ص 21 ؛ همچنين : ص شصت و سهى مقدّمهء مصحّحش ) .
( 829 ) 42 / 14 « مقوّى » .
« مقوّى » : تأييد كننده ، مؤيّد ، تقويت كننده .
« مقوّى اين قول دلالت لفظ است بر آن . . . » ( كشف الأسرار ) .
« مضمون اين خبر مقوّى قول ماست . » ( مصباح الهداية ) .
( نقل بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 830 ) 42 / 16 « مدح و ثنا » .
در دستنوشت فرسوده است ؛ اميدوارم درست خوانده باشم .
( 831 ) 42 / 16 « ازيشان » .
در دستنوشت سه حرف نخستين ( گ . با كاغذى ) پوشيده است . به سنجش و گمان ، چنين خوانده شد .
( 832 ) 42 / 24 « مخالفان ايشان » .
ريخت مكتوب واژهء نخست در دستنوشت ، به گونهاى است كه بدين شكلش مىتوان خواند . اميدوارم كه درست خوانده باشم .
( 833 ) 43 / 5 « بشتاب » .
حركتگذارى در دستنوشت شايد به خطّ ديگرى باشد .
( 834 ) 43 / 5 « خصومت كنيم » .
پيش از اين در همين متن در ترجمهء « فان حاجّوك » خواندهايم : « . . . اگر با تو خصومت كنند » ( ص 75 از دستنوشت ) .
در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - در گزارش اين جايگاه - كه اين يادداشت بدان باز مىگردد - در