در اينجا فردوسى مىگويد كه شخص حكيم اين جهان را چون دريائى فرض مىكند موج زن كه هفتاد كشتى بادبان افراخته ( / كنايه از فرقههاى إسلامي ) بر آن روان است و در اين ميان « يكى پهن كشتى بسان عروس . . . » . 131 برخى « حكيم » را در اينجا « خداوند حكيم » و « نهادن » را « خلق و آفرينش » پنداشتهاند كه ناشى از عدم تفطّن به دقيقهء واژگانى و زبانى متن است .
در اينجا برخى از ديگر واژگان خورند رويكرد كتاب را - فهرستوار - بر مىشماريم :
- به دروغ باز دادن ( تكذيب كردن ) ( دستنوشت ، رويهء 351 ) .
- عجب ( شگفتآور ) ( دستنوشت ، رويهء 359 ) .
- بر ايشان ( عليهم ، بر ضدّ ايشان ) ( دستنوشت ، رويهء 360 ) .
- بزرگ آمدن حالتي بر كسى ( دستنوشت ، رويهء 364 ) .
- خوشعيشى ( دستنوشت ، رويهء 367 ) .
- إيثار كردن ( ترجيح دادن ) ( دستنوشت ، رويهء 373 ) .
- بىكارى ( لهو ) ( دستنوشت ، رويهء 375 ) .
- كنار كنار ( دستنوشت ، رويهء 392 ) .
- بىكار ( بيهوده ) ( دستنوشت ، رويهء 413 ) .
- جمندگان ( جنبندگان ، دواب ) ( دستنوشت ، رويهء 429 ) .
- رأى بودن چيزى ( دستنوشت ، رويهء 446 ) .
- ترس كار ( متّقى ) ( دستنوشت ، رويهء 451 ) .
- انديشناك ( دستنوشت ، رويهء 453 ) .
- ترسكارى ( پرهيزگارى ) ( دستنوشت ، رويهء 476 ) .
- برگ چيزى ساختن ( دستنوشت ، رويهء 491 ) .
- بسودن ( دستنوشت ، رويهء 517 ) .
- اشدّتر و اشقتر ( دستنوشت ، رويهء 521 ) .
- بازيدن ( دستنوشت ، رويهء 541 ) .
- چميدن ( دستنوشت ، رويهء پيشگفته ) .
- ويژه كردن ( اخلاص ) ( دستنوشت ، رويهء 560 ) .
- سگاليدن ( دستنوشت ، رويهء 612 ) .
- كار ساختگى ( دستنوشت ، رويهء 653 ) .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار 54
مساهمون: جويا جهانبخش
صپيشگفتار ٥٤