« آن مردگان . . . بريزيدند و خاك شدند . » ( ترجمهء تفسير طبرى ) .
( نقل بتلخيص و اختصار از : لغتنامهء دهخدا ) « كجا اند آنها كه به دنيا مىنازيدند ، اينك در گور مىريزند . » ( قصص قرآن مجيد ، ص 279 ) .
( 619 ) 26 / 4 « پيوند » .
« پيوند » : مفصل ، بند و مفصل در اندامهاى انسان و حيوان .
« يكى نيزه زد بر كمر بند أوى * ز گبر اندر آمد به پيوند أوى » ( فردوسى ) ( با بهرهجويى از : لغتنامهء دهخدا ) ( 620 ) 26 / 7 « ميرانيذه بوذ » .
« ميرانيدن » : ميراندن ، به مرگ دچار كردن ، مرگ دادن .
برابرست با « الإماتة » در زبان تازى . نگر : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ، ص 245 .
سوزنى سمرقندى گفته است :
بحقّ « اشهد ان لا إله الا الله » * چنان بميران كاين قول بر زبان رانم ( شاهد از : لغتنامهء دهخدا ) .
( 621 ) 26 / 7 « چرا » .
اين جايگاه در دستنوشت آسيب ديده است ؛ به قرائتم اطمينان كامل ندارم .
( 622 ) 26 / 8 « كى : » .
در دستنوشت بس ناروشن مىباشد ؛ به قرائتم اطمينان ندارم .
( 623 ) 26 / 9 « كيفيّة زنده گردانيذن » .
در دستنوشت : كيفيّته زنده گردانيدن .
( 624 ) 26 / 11 « خر را » .
در دستنوشت بس ناروشن است ؛ در درستى قرائتم گمانمندم .
( 625 ) 26 / 12 « مىنهذ » .
پيش از اين هم « نهادن » به همين معنا بيامده است . براى تفصيل ، بنگريد يادداشت ما را در آن جايگاه .
به اختصار گفته مىشود كه « نهادن » در اينجا يعنى « بشمار آوردن » .
( 626 ) 26 / 12 « . . . سپيذ » .
نقطهچين را از سر احتياط نهاديم . روشن نمىدانيم كه آيا در اين جايگاه ، در دستنوشت ، لفظي كتابت شده يا نه ؟ ( 627 ) 26 / 12 « ديك » .
اين جايگاه از دستنوشت آسيب ديده و در عكس حاضر نزد ما نيز سخت ناروشن و ناخواناست .
آنچه به چشم اين بنده مىآيد به همين ريخت محتمل ( يعنى : ديك ) مانندهترست تا ديگر ريختهايى كه گمان برده مىشود .
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٤٥٩