« روى زى حضرت آل نبى آوردم * تا بدادند مرا نعمت دو جهانى » ( ناصر خسرو ) ( نگر : لغتنامهء دهخدا ) ( 163 ) 3 / 13 « هم » عماد است » .
در محلّ « هم » در اصل دستنوشت آسيب ديدگى هست . به سنجش و گمان چنين آورديم . در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - ( چ شعرانى ، ج 1 ، ص 69 ) آمده است : « هم » عماد است يا فصل . . . .
( 164 ) 3 / 14 « رستگاران ايشانند » .
از جاى « رستگاران » ، در دستنوشت ، قسمت « ان » ، به ظاهر زير برگهاى ( گ . برگهء مرمّت ) پوشيده شده و قسمت نخست كلمه نيز به روشنى خوانده نمىشود .
( 165 ) 3 / 14 « مىشوند » .
در اصل ، پوشيده شده ( نگر : يادداشت پيش ) ؛ به سنجش و گمان بياورديم .
( 166 ) 3 / 16 « و بشّر . . . » .
بيشتر بخش مربوط به آيه يا در دستنوشت آسيب ديده يا در عكس پيدا نيست . طبق قرآن كريم آورديم .
( 167 ) 4 / 1 « و اصل آن از بشره است زيرا كى . . . » .
سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح ( چ شعرانى ) ، ج 1 ، ص 108 ؛ و : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 160 و 161 .
( 168 ) 4 / 2 « خرّمى » .
شادمانى ، شعف ، خوشحالى ، فرح .
« چو با راستى باشى و مردمى * نبينى جز از خوبى و خرّمى » ( فردوسى ) ( لغتنامهء دهخدا ) ( 169 ) 4 / 2 « بشره » .
روى پوست آدمى و جز آن . ظاهر پوست آدمى .
( لغتنامهء دهخدا ) .
( 170 ) 4 / 4
« فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ »
.
در سه جاى از قرآن كريم آمده است : آل عمران / 21 ؛ التّوبة / 34 ؛ الانشقاق / 24 .
( 171 ) 4 / 5 « و عمل » .
از درستى قرائت اطمينان حاصل نكردهام .
( 172 ) 4 / 6 « عبد اللّه عبّاس » .
اضافهء بنوّت است يعنى نام پسر ( عبد اللّه ) مضاف و نام پدر ( عبّاس ) مضاف اليه واقع شده : عبد اللّه بن عبّاس .
سنج : ناصر خسرو ، مسعود سعد ، حسين على ( عليهما السّلام ) .
عبد اللّه بن عبّاس : ابو العبّاس عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب ، پسر عمّ رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و محدّث و مفسّر و فقيه و مورّخ صدر اسلام و صحابى و سردار و استاندار و نماينده و سفير امير