پس از اين عبارت حدود دو سطر و نيم ديگر هم هست كه نتوانستيم بخوانيم ؛ كاغذى سطر پائين صفحه را پوشانيده است ( گ . كاغذ مرمّت ) .
( 179 ) 4 / 14 « اعراب » .
در دستنوشت « اعراب » - به همين ريخت مشكول - نوشته شده است ؛ هر چند بىمعنى نيست ، به سكون با و أيست پسين خواندن ، ظاهرا ريختى درستتر به دست مىدهد . نمىدانيم قرائت اصلى مصنّف چگونه بوده است - و اللّه العالم .
( 180 ) 4 / 14 « بجرش » .
اگر كاتب سهوي در اعرابگذارى ننموده باشد ، نمودار گونهاى ويژه از تلفّظ است .
تلفّظ « به » به زبر ، در برخى دستنوشتهاى كهن ديده مىشود ، و هنوز هم در بعضى گويشهاى محلّى فارسى به گوش مىرسد .
( 181 ) 4 / 17 « درختهاى » .
دريغ كه كاتب گاه حركات را به دقّت جاى نداده ! - در اينجا به نظر مىرسد كه زبر از آن « ت » باشد .
اگر چنين باشد شگفت نيست و در بعضى دستنوشتهاى ديرين مانندش ديده مىشود .
گويا برخى از پيشينيان واپسين حرف كلمهاى را كه دستكم دو حرف ساكن در پايانش باشد ، در جمع بستن با « ها » زبر مىدادهاند . از اين دستست : « جويهاء » ( تفسير سورآبادى ، چاپ عكسى از روى نسخهاى كهن ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، ج 1 ، ص 23 ) .
( 182 ) 4 / 18 و 19 « نهر را از آن نهر گويند كى . . . و نهار از آن مشتّق است » .
در تفسير شيخ ابو الفتوح - طيّب اللّه تعالى رمسه - مىخوانيم : « . . . و نهر را اشتقاق از فراخي بوذ و روز را براى آن فراخي روشنايى نهار خوانند و . . . » ( چ شعرانى ، ج 1 ، ص 109 ) ضمنا نگر : معجم مفردات ألفاظ القرآن ، العلّامة الرّاغب الاصفهانى ، ص 528 .
( 183 ) 4 / 19 و 20 « كى نهر روان نبوذ » .
كاتب در موضع « كى » علامتي نهاده و در حاشية چيزى نوشته است و « كى » در متن نيست . به نظر رسيد ، آنچه كاتب در حاشية نوشته « كى » باشد .
( 184 ) 4 / 20 « نقل كردهاند كى . . . » .
در بحار الأنوار ( ج 8 ، ص 219 ، چ : 110 جلدي ) آمده است :
« . . . عن أبى جعفر عليه السّلام قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : إنّ أنهار الجنّة تجرى في غير أخدود . . . » .
از منظر عكس دستنوشت ، واژهء « أخدود » به وضوح كامل خوانده نمىشود ولى ( ظ . ) قرائتمان ( نيز : با توجه به ضبط بحار ) صحيح است .
در تبيين اين كه قدما در ترجمهء « أخدود » ، « كنده » مىآوردهاند ، نگر : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ، ص 82 .
( 185 ) 4 / 25
« لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ »
الرّوم / 4 .
( 186 ) 4 / 26 « به اين وجه ، معنى » .
از درستى قرائت « به اين » كه بخشى از جاى مربوط به آن داخل در بخشى آسيب ديده است ، اطمينان