( 154 ) 3 / 7 « از آن جهتش آخرت خواند » نيمهء دوم لفظ « خواند » در دستنوشت آسيب ديده است ؛ ولى به سنجش پيش ، همين ريخت را درست مىپندارم .
( 155 ) 3 / 7 « باز پس داشتهاند » .
باز پس داشتن : بتأخير انداختن . به عقب انداختن . بتأخير افكندن . اتباع ( ترجمان القرآن ) : « و مال هر ماهي از وقتش و محلّش باز پس نداريم » ( ص 157 تاريخ قم ) .
( به نقل از : لغتنامهء دهخدا ) .
بازپس : پشت ؛ پشتسر ، عقب .
داشتن : نگاهداشتن ؛ نگاهدارى كردن ، متوقّف و حفظ كردن .
( 156 ) 3 / 8 « آن را . . . » .
دستنوشت سخت بفرسوده است . شايد : « آن را حاضر » . باشكل بخشى از كلمه كه به طور ناقص هويداست ، اين قرائت مىسازد .
( 157 ) 3 / 9 « تأكيدست » .
در حاشية بود با رمز « صح » ، و شايد نه به خطّ كاتب اصلى .
در بارهء رمز « صح » ، نگر پيشگفتار ما را بر همين كتاب .
( 158 ) 3 / 9 « از جهت فصل و عماد در آن . . . » .
در آغاز محلّ نقطة چين چيزى شبيه « ذكر . . » خوانده مىشود . از لحاظ معنا مناسب است كه كاتب نوشته باشد : « خلافست » يا « خلاف كردهاند » .
( 159 ) 3 / 11 و 12 « محلّ أولئك رفع است بابتدا و خبر . . . » أمين الإسلام طبرسى - أعلى اللّه مقامه - در تفسير شريف و بىبديل مجمع البيان آورده است : « موضع أولئك رفع بالابتداء و الخبر على هدى من ربّهم ، . . . » ( مجمع البيان ، ج 1 ، ص 124 ) .
( 160 ) 3 / 12 « بيان » .
در كتاب المصادر ( ص 135 ) آمده است : « البيان و التّبيان ، و هو شاذّ : هويدا شدن . » ( نيز : تاج المصادر ، ج 1 ، ص 185 ) .
مصنّف - رحمة اللّه عليه - « راه رشد و بيان و صواب » را در توضيح « هدى » آورده .
( 161 ) 3 / 12 و 13 « من ربّهم » از » .
اين عبارت در اصل آسيب ديده است و جز « م » و نقطهء « من » چيزى پيدا نيست . به سنجش و گمان اين ريخت را ضبط كرديم .
( 162 ) 3 / 13 « حضرت » .
« حضرت » : سوى ، جانب ، طرف ، نزد ، پيشگاه .
« از حضرت سلطان . . . مثال رسيد . » ( ترجمهء تاريخ يمينى )
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٣٩٤