و آله - صحابه را گفت :
انّ شجرة من الشّجر لا يطرح ورقها و هي مثل المؤمن ؛ فأخبروني ما هي ؟
يعنى از درختها درختى است كى ورق آن نيندازند و آن درخت چون مؤمن است .
صحابه در درختهاى باديه انديشه مىكردند ؛ وقع في نفسي انها النّخلة ، در نفس من افتاذ كى درخت خرما است ؛ خواستم كى بگويم ، نظر كردم من كوچكترين خلق بوذم ؛ شرم داشتم ؛ خاموش گشتم ؛
فقال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - : هي النّخلة .
با پذر بگفتم . پذرم گفت :
يا بنىّ ! لو قلتها لكانت احبّ الىّ من حمر النّعم ،
اى پسرك ! اگر بگفتى كى درخت خرما است بر من دوستر بوذى از شتران سرخ موى پر نعمت .
و ( 684 ) رسول - عليه السّلم - فرموذ :
أكرموا عمّتكم ،
عمّهء خوذ را گرامى داريذ .
گفتند :
يا رسول اللّه ! و من عمّتنا ؟ قال : النّخلة ،
عمّهء ما كيست ؟ رسول گفت : درخت خرما ؛ و
ذلك انّ اللّه - تعالى - لمّا خلق آدم فضلت من طينه فضلة 2296 فخلق منها النّخلة 2297 ،
و آن چنان بوذ كى خذاى - تعالى - چون آدم را بيافريذ از گل او پارهء فاضل آمذ ؛ درخت خرما از آن بيافريذ .
سؤال : چى حكمتست كى خذاى - تعالى - مثل مؤمن بشجره زد ؟
جواب : حكمت آنست كى درخت بسه چيز درخت شوذ : اوّل ، آنك او را بيخى راسخ محكم باشذ ؛ دوم ، اصلى قايم ؛ سيؤم ، فرعى عالى ؛ همچنين مؤمن را سه چيز ببايذ تا او را مؤمن توان خواند : تصديق دل و عمل اركان و شهادتين زبان - چنانك امير المؤمنين - عليه السّلم - از رسول - صلّى اللّه عليه و آله - روايت مىكنذ :
الايمان معرفة 2298 بالقلب و اقرار باللّسان و عمل بالأركان ،
يعنى ايمان شناختن خذاست بدل و به زبان بلا إله الا اللّه و محمّد رسول اللّه اقرار ( 685 ) كردن و بجوارح عمل كردن .
سؤال : چى حكمت است كى از جميع درختها مؤمن را بدرخت خرما تشبيه كرد ؟
جواب : مؤمن را بدرخت خرما از آن جهت تشبيه كرد كى درخت خرما از همه درختها بآدمى مانندهتر است ؛ از چند وجه : وجه أول آنست كى هر درختى را چون سر ببرند از جوانب او شاخها بيرون آيذ ؛ درخت خرما را چون سر ببرند ، خشك شوذ ؛ نه اصلش بمانذ ، نه فرع ؛ بكلّى منقطع گردذ . ازين جهت بآدمى مىمانذ . وجه دوم آنست كى چنانك هيچ حيوان بىفحل حمل نگيرذ ، درخت خرما بىفحل بر نيارذ . ازين جهت با آدمى مشابهتى دارذ . وجه سيوم آنست كى چنانك هر عضو از اعضاء آدمى خاصيّتى و نامى
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٣٤٣