خلقي نو بيافرينذ جز شما ، فاضلتر و مطيعتر از شما ؛ و گفتهاند : يفنى من على الأرض و يأتى أمثالا لهم ، يعنى فانى گردانذ آنها را كى بر روى زميناند و مثل ايشان بياورذ ؛ و گفتهاند : يفنى بنى آدم و يأتى بنوع غيرهم ، يعنى بنى آدم را هلاك گردانذ و نوعي غير ايشان پيذا كنذ ؛ و گفتهاند : خطاب با اهل مكة است ، اى يميتكم و يخلق غيركم من هم أطوع 2293 له منكم ، يعنى شما را بميرانذ و غير شما بيافرينذ كى او را از شما مطيعتر باشند ؛ و « جديد » قريب العهد بوذ بجد ، و آن قطع بوذ .
« وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ »
و اين معنى بر وى ممتنع نيست بلك سهل است و آسان .
قوله - تعالى - :
[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيه 24 ]
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ ( 24 )
اى الم تعلم ؛ و العلم معلّق ( 682 ) لمكان الاستفهام و المعنى تنبّه لهذا المثل ، يعنى حاضر باش اين مثل را .
« كلمهء طيّبه » ، گفتهاند : لا إله الّا اللّه و محمد رسول است ؛ و گفتهاند : كلمهء طيّبه جميع 2294 أفعال مؤمن است و طاعت او ؛ و گفتهاند : كلمهء طيبه قرآنست . ابن بحر گويذ : كلمهء طيّبه دعوة اسلام است ، و آن دين بوذ و آنچ از مؤمن صادر شوذ ، و مراد از طيّب آنست كى بإخلاص بوذ . « كشجرة طيّبة » گفتهاند : آن درختى است در بهشت و جمهور برآنند كى درخت خرماست .
شعيب بن الحبحاب گويذ : ابو العاليه هر وقتى نزد من آمذى . روزى بعد از آنك نماز بامداد گزارده بوذم نزد من آمذ . من با وى نزد انس مالك رفتيم . طبقى رطب پيش ما آورد . انس ابو العاليه را گفت : بخور كى اين از درختى است كى خذاى - تعالى - در قرآن از آن خبر داذ و گفت :
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ »
. پس گفت :
وقتى در خدمت رسول بوذم ؛ خارك تر به خدمت وى آوردند ؛ اين آيت برخواند 2295 .
و به اين وجه معنى آيت آن بوذ كى : كمثل شجرة طيّب الثّمرة ، و ترك ذكر الثّمرة ( 683 ) استغناء بدلالة الكلام عليه ، يعنى ثمره را ذكر نكرد زيرا كى سخن بران دلالت مىكنذ .
از ابن عباس روايت كردهاند كى شجرهء طيّبه درختى است در بهشت ؛ و جمهور برانند كى درخت خرما است ؛ و حديثي از ابن عمر روايت كردهاند كى وقتى رسول - صلّى اللّه عليه