تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
و اصل « عثر » از وقوع و سقوط است و منه قولهم : عثرت إصبع فلان بكذا إذا صدمته و اصابته و وقعت عليه ، ( 345 ) يعنى : انگشت فلان بفلان چيز رسيذ و بر آن افتاذ .
« عَلى أَنَّهُمَا »
يعنى : اين دو وصى
« اسْتَحَقَّا »
اى : استوجبا ، يعنى : ايشان هر دو مستوجب گشتند
« إِثْماً »
يعنى : بگناهى در ايمان ايشان ، يعنى : در سوگندى كى بدروغ ياذ كردند و خيانت ايشان
« فَآخَرانِ »
دو كس ديگر از اولياء ميّت
« يَقُومانِ مَقامَهُما »
قايم مقام اين دو وصى كنند
« مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ 1796 عَلَيْهِمُ »
از آنانك گناه بر ايشان واجب شذ . حسن و حفص بفتح تى خوانده‌اند و آن قراءة امير المؤمنين است - عليه السّلم - و ابىّ كعب ؛ و گفته‌اند : « حقّ » و « استحقّ » بيك معنى است ؛ پس فرموذ كى « الاوليان » رجوع كرد به « فآخران الاوليان » و باستحقاق مرفوع نكرد ، و مقريان ديگر « استحقّ » بضمّ تى 1797 ، بطريق مجهول ، خوانده‌اند ، يعنى : الّذين استحقّ فيهم و لاجلهم الإثم ، و هم ورثة الميّت ، استحقّ الحالفان بسببهم و فيهم الإثم ، يعنى : از ورثهء ميّت كى مستحق آن طلب بوذند و گناه خورندگان سوگند بسبب ايشان ؛ و « على » بمعنى « في » بوذ ، چنانك فرموذ :
« عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ »
1798 . « اوّلين » خوانده‌اند بطريق جمع و 1799 آن قراءة اهل كوفه است ، و يعقوب اختيار كرده است : من الّذين ( 346 ) الاوّلين ، و حسن خوانده است : « الاوّلان » ، و باقى خوانده‌اند : « الاوليان » بطريق نعت « آخران » 1800 ؛ و « أوليان » معرفه است و آخران نكره زيرا كى گفت : « من الّذين » وحدّهما و وصفهما صارا كالمعرفة في المعنى .
« فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما »
يعنى : ايشانرا كى اولياء ميّت‌اند به خداى - تعالى - سوگند دهند كى سوگند ما سزاوارتر است از سوگند ايشان .
« وَ مَا اعْتَدَيْنا »
يعنى : در سوگند از حدّ راستى تجاوز نكرديم .
« إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ »
و اگر از راستى در سوگند تجاوز كرديم ما از جملهء ظالمانيم . چون اين آيت منزل شذ عمرو عاص و مطّلب 1801 بن ابى وداعه - كى هر دو سهمي بوذند - برخاستند بعد از آنك نماز پسين گزارده بوذند و سوگند ياذ كردند كى اين انا از آن بديل سهمي بوذ ؛ پس انا با 1802 اولياء ميّت داذند . چون تميم دارى مسلمان شذ ، گفت : خذا و رسول راست گفتند ، انا من برداشته بوذم ، فأتوب الى اللّه و استغفره . و سوگند باولياء ميّت از آن انتقال يافت كى انا بر وصيّان ثابت شذ ، زيرا كى دعوى كردند كى ما آن را از بديل سهمي خريذه‌ايم ؛ و در چند مسئله سوگند بر مدّعى ( 347 )