اسلام در اسلام توقع جاه و بزرگى ميداشتند ؛ طريقشان نبوذ الا كتمان كفر و اظهار اسلام تا در پردهء اسلام بمراد رسند ؛ و بعضى را قوّة نفاق نبوذ مرتدّ مىشذند مثل عبد اللّه سرح و خاين زره و غير ايشان ؛ لا جرم خذاى - تعالى - در دوزخ اسفل جاى ايشان ساخته است . قوله :
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ »
1339 . چرا ؟ . زيرا كى
« يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ »
1340 .
قوله :
« وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ »
و آمرزش خواه از خذاى - تعالى .
سؤال : رسول - صلّى اللّه عليه و آله - معصوم بوذ و غبار زلّت بر دامن عصمت او ننشست .
خطاب استغفار چيست ؟
جواب : ( 195 ) رسول - صلّى اللّه عليه و آله - از صغاير و كباير معصوم بوذ امّا او را ، دم بدم و لحظة بعد لحظة ، در مقامات و درجات ترقّى بوذ و در كشف حقايق و دقايق دين نظرها داشت و اظهار آن بوقت معيّن مقيّد بوذ . چون از حقايق شرع و دقايق دين نظري و امرى ظاهر شذى ، خطاب آمذى كى چون در علوم دين تزايدى مىيابى و در مشكلات آن بر تو مىگشايند و نامهء الهى و اسرار 1341 پاذشاهى به تو ميرسذ ، از جهت ترقّى مقامات و كشف مشكلات استغفار كن ؛ و در بسيارى از آيات قرآن لفظ « و استغفر » مىآيذ و خطاب با رسول است امّا مراد امّتاند ؛ و گفتهاند : مراد از استغفار ترك مجادله است براى آن شخص كى مرتد شذ ، يا طعمه .
« إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً »
بدرستى كى خذاى - تعالى - پوشندهء گناهست و مهربان بتوبت كنندگان .
« وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ »
و جدال مكن از جهت آنها كى نفسهاى ايشان خاين شذ و دزدى كرد ( 196 )
« إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً »
بدرستى كى خذاى - تعالى - دوست نمىدارذ آن را كى خيانت كنند و بزهمند بوذ 1342 .
مصنّف كتاب گويذ : اى عجب ! خذاى - تعالى - خاين را دوست نمىدارذ و ايشانرا ظالم مىخوانذ ، و خاين كسى بوذ كى چيزى از كسى به غير حقّ ببرذ و ظالم كسى بوذ كى چيزى بموضعي نهذ كى نه موضع آن بوذ ؛ پس ايشان كى بعد از رسول - صلّى اللّه عليه و آله - تركهء رسول از فرزند وى ، يعنى : فاطمه - عليها السّلم - ، به غير حق بستانند و بر خوذ و فرزندان خوذ و هر كس كى خواهند صرف كنند و حق از صاحب حقّ منع كنند و عزيزان رسول را