علم تو - اى محمّد ! - منتهى نمىشوذ بآنانك تزكيه نفس خوذ مىكنند ؟ - يعنى : پاكى نفس خوذ تقرير مىكنند . كلبى گويذ : اين آيت در شأن طايفهء يهود منزل شذ كى با أطفال خوذ به خدمت رسول آمذند و گفتند : اى محمّد ! اين فرزندان ما را هيچ گناهى هست ؟
رسول گفت : نه . گفتند : ما نيز همچو ايشانيم هر گناه كى در روز از ما صادر مىشوذ در شب از ما برمىدارند و هر گناه كى بشب مىكنيم بروز از ما در مىگذارند . 1096 خذاى - تعالى - اين آيت فرستاذ كى به پاكى خوذ حكم مىكنند
« بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ »
بلك خذاى - تعالى - از گناه پاك گردانذ آن را كى مىخواهذ ؛ و گفتهاند : پاك مىگردانذ او را از گناه بتوفيق خوذ ؛ و گفتهاند : هي تزكية بعضهم لبعض لينال مالا من الدّنيا ، يعنى : بعضى ازيشان در حق بعضى پاكى اثبات مىكنند تا بواسطهء آن مال دنيا بيابند . ( 127 )
« وَ لا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا »
و برايشان به قدر فتيلى ظلم نكنند ؛ و اين ضرب المثلى است كى در حقارت استعمال كنند ، و اكثر مفسّران برانند كى « فتيل » و « نقير » و « قطمير » 1097 در استهء خرماست . « فتيل » آنست كى در شكم استه است چون ريسمانى ، و « نقير » آن نقطة است كى بر ظهر استه است ، و « قطمير » پوست استه است ؛ و گفتهاند : « فتيل » آنست كى چون انگشت بر هم مالند ازو وسخ 1098 در ميان انگشتان ظاهر شوذ . ابن عبّاس گويذ : « فتيل » آن نقطة است كى بر ظهر استهء خرماست كى نخل از آن مىرويذ . ضحّاك گويذ : آن بياض است كى در وسط نقطة است .
« انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ »
بنگر - اى محمّد ! - كى چگونه دروغ به خدا نسبت مىكنند كى بران جزا خواهند يافت
« وَ كَفى بِهِ »
و كفايتست ايشانرا به آن افترا
« إِثْماً مُبِيناً »
گناهى ظاهر ؛ و معنى آن نهايت است در اكتساب آثام 1099 .
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ »
فرا نمىرسذ علم تو - اى محمّد ! - بآنانك ايشانرا نصيبي از كتاب داذهاند ؟ - يعنى : جهوذان . ( 128 ) قتادة گويذ : اين آيت در شأن كعب اشرف و حيىّ ابن اخطب 1100 و دو مرد از يهود بنى النّضير منزل شذ كى در وقت موسم 1101 بقريش رسيذند . مشركان اين يهود را گفتند : ما بر راهتر 1102 يم - كى سدنة 1103 و اهل سقاية و اهل حرم خذاييم - يا محمّد ؟ گفتند : شما - مع آنك 1104