تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
نوشته‌اند : آن ساعت لرزش در اركان ملكوت افتاد و زمين به جنبش آمد ! و ناگاه آثار وحى در طلعت مبارك پيدا آمد ! ياران از پيش وى برخاستند و جبرئيل امين بريد حضرت حقّ ، وحى پاك را به گوش دل پيغمبر رسانيد كه اى سيّد ، به حقّ روشنائى روى تو و سياهى موى تو « 1 » ما تو را فرونگذاشتيم و از دوستى تو نكاستيم و در اين عتاب جز سعادت امّت تو نخواستيم !

سوره 93 آيه 5

5 -
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى .
آيه . چون جبرئيل به حضرت رسول درآمد ، او را ديد بىقرار و ناآرام گشته ، عنان دل به دست غم سپرده ، سوز و اندوه وى به غايت رسيده ، ديده او لؤلؤ بار گشته ، جبرئيل سبب پرسيد ؟ گفت : غم گناهكاران امّت ، چنين بىقرارم كرده و انديشهء عاقبت كار مرا چنين زار و نزار نموده ! اى جبرئيل مىخواهم كه خداوند آنها را به من بخشد ، تا دلم آرام شود ، جبرئيل به حضرت عزّت رفت و باز آمد و گفت : خداوند تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : دل خوش دار و اندوه مدار ، جهانيان همه خشنودى ما مىخواهند و ما خشنودى تو مىخواهيم ، ( اى محمّد ) براى آنكه تو خشنود شوى ما هركس از امّت تو كه تا روز رستاخيز از دلى پاك و با اخلاص اقرار به خداوندى ما كند و تو را به رسالت بشناسد ، هر طاعت كه دارد بپذيريم و هر لغزش كه باشدش بيامرزيم و اگر به قدر تمام روى زمين گناه داشته باشد محو كنم ! از حضرت جعفر بن محمّد ( ع ) امام ششم روايت شده كه : روزى حضرت رسول وارد خانهء فاطمه شد ، ديد جامهء از پشم شتر بر تن دارد و با يك دست گندم آسيا مىكند و با دست ديگر فرزند را شير مىدهد ! پيغمبر چون چنين ديد اشك در چشمهاى مبارك جمع شد و فرمود : اى فاطمه ، تلخى دنيا را به شيرين آخرت بگذران كه خداوند فرمود :
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى !
لطيفه : موسى به كوه طور به مناجات رفت و خشنودى خدا را خواست و گفت :
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى ،
ولى محمد را خداوند خبر داد كه :
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى .
اى جوان‌مرد بين تفاوت خشنودى خواستن و خشنودى دادن از كجا است تا به كجا ! !

سورهء - 94 - انشراح - 8 - آيه - مكى - جزو 30

تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 -
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ .
( اى محمّد ) ما سينهء تو را بگشاديم و دل تو را روشن ساختيم ؟ - * - 2 -
وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ .
و گناه تو را فرونهاديم و بار تو را سبك كرديم - * - 3 -
الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ
آن بار گرانى كه پشت تو را سست كرد ! - * - 4 -
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ .
و ياد تو و نام تو را بلند برداشتيم - * - 5 -
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً .
آرى ، با هر دلتنگى و سختى فراخى و آسانى است - * - 6 -
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً .
به درستى كه با هر دشوارى آسانى است - * - 7 -
فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ .
چون از نماز فارغ شدى به نياز بپرداز و در دعاگوئى و در نياز نمودن رنج بر خود هموار كن - * - 8 -
وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ .
و به سوى خداوند خويش برو و بخواه .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 94 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
به ياد اين نام عزيز و پيغام شريف و خطاب خطير و نظام بىنظير ؛ بارگاه
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهء :وَ الضُّحى وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى .است كه خداوند سوگند ياد كرد .