تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
ما زبانى به تو داديم تا با ما در خلوت راز گوئى ! و با صدق قرآن خوانى و در عبادت در آن فروآرى ، و با دوستان ما سخن‌گوئى ، تو خود زبان را بساط غيبت ( عيب‌جوئى كسان ) ساختى ، و روزنامهء جدل و ديوان خصومت كردى ! تو امروز به كدام زبان حديث ما خواهى كرد ؟ چه مفلس كه توئى ! ؟ چه عذر خواهى آورد ؟

سوره 90 آيه 10

10 -
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ .
آيه . ما او را راه خوب و بد نشان داديم تا دوچار گمراهى نشود ! خداوند فرمايد : اى بندهء من ، اگر زبان تو را به گفتار ناروا و ناشايست داشت با بستن دهان بر او پيروز شو ! و اگر چشم تو را به ديدار ناروا و ناشايست وادار ساخت ! تو با بستن دريچهء آن بر وى پيروز شو !

سوره 90 آيه 11

11 -
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ .
آيه . مسلمانان ، بيدار باشيد كه عقبه ( پل صراط ) در پيش است ، از موى باريكتر ! از شمشير تيزتر ! مىبايد از آن گذشت ! ! گذشتن از اين پل بر كسى آسان است كه بنده‌اى از بندگان خدا را آزاد كرده باشد ! و گردن خود را از بند گناه رها كرده باشد ! و در روزگار سختى و خشكسالى بىنوايان را خوراك داده باشد ! و يتيم را دست مهربانى بر سر نهاده باشد ! اين است سبب راه نجات و زود گذشتن از پل آزمايش صراط !

سورهء - 91 - شمس - 13 - آيه - مكى - جزو 30

تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند فراخ بخشاينده مهربان . 1 -
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها .
سوگند به خورشيد و برتافتن آن - * - 2 -
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها .
و به ماه كه بر پى خورشيد ايستد - * - 3 -
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها .
و به روز كه روشنى پيدا آيد و تاريكى باز برد - * - 4 -
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها .
و به شب كه خورشيد پنهان شود و تاريكى بازآيد - * - 5 -
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها .
و به آسمان و به او كه آن را برآورد - * - 6 -
وَ الْأَرْضِ وَ ما طَحاها .
و به زمين و به او كه آن را بگستراند - * - 7 -
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها .
و به آدمى و به كسى كه او را راست آفريد - * - 8 -
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها .
پس به آدمى بديهايش و نيكيهايش را الهام كرد - * - 9 -
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها .
به راستى ، رستگار شد هركه نفس خويش را از كجيها و از گناهان پاك نگاه داشت ( جواب قسم است ) - * - 10 -
وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها .
و پس واماند و نوميد شد آن كس كه تن خود را فرومايه و گمنام كرد ! - * - 11 -
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها .
قوم ثمود پيغمبر خود را دروغ زن گرفت ! - * - 12 -
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها .
آنگاه كه برانگيخت شقىترين آنها را « 1 » - * - 13 -
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها .
پيغمبر خداى به آنها گفت : بگذاريد اين شتر خدا را ، و اين آبشخور اوست ( روزى نوبت شتر و روزى هم نوبت شما ) « 2 » - * - 14 -
فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها .
پس پيغمبر را تكذيب كردند و شتر را پى كردند ! پس خداوند بر سر آنها به سبب گناه عذاب فروهشت و آنان را با زمين يكسان كرد ( بكشت ) - * - 15 -
وَ لا يَخافُ عُقْباها .
و از عاقبت آن هم نترسيد باك نداشت و نمىترسيد ( چنان كه پىكنندهء شتر هم از عذاب خدا نترسيد ! و آن را كشت ) .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 91 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
به نام او كه مصنوعها نشان از قدرت او ، و مخلوقها بيان از حكمت او ،
هامش
( 1 ) - اين شقىترين مرد قوم ثمود قداد پسر سالف بود كه شتر معجزه صالح پيغمبر را كشت ! ( 2 ) - نوشته‌اند شتر معجزهء صالح پيغمبر بود كه به درخواست قوم ثمود از سنگ بيرون آمده بود !
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 615 | احمد بن محمد ميبدى