شده و دين توحيد و اسلام و رسالت محمد مصطفى زير آن نوشته شده ! و درازى آن لوح به اندازه ميان آسمان و زمين و پهناى او به اندازهء ميان خاور و باختر است و قلم آن از نور !
سورهء - 86 - طارق - 17 - آيه - مكى - جزو 30
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان .
1 -
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ .
سوگند به آسمان و به آنچه به شب پيدا مىآيد « 1 » - * -
2 -
وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ .
چه تو را دانا كرد كه طارق چيست ؟ - * -
3 -
النَّجْمُ الثَّاقِبُ .
طارق آن ستارهء درخشان است - * -
4 -
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ .
هيچكس و هيچ تن نيست مگر آنكه بر او ( از سوى خداوند ) نگهبانى است - * -
5 -
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ .
پس آدمى بايد بنگرد كه از چه آفريده شده ؟ - * -
6 -
خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ .
آفريده شد از آبى افكنده ريخته ! - * -
7 -
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ .
كه آن آب از پشت مرد و استخوان سينهء زن بيرون مىآيد ! - * -
8 -
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ .
البتّه ، آفريدگار جهان بر برگرداندن و باز بردن آن توانا است - * -
9 -
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ .
آن روز روزى است كه پنهانىها را برسند و بازنگرند ! - * -
10 -
فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ .
( آن روز ) او را ( كافر ) نه نيروئى كه به آن تاود يا كوشد ! و نه يارى كه او را كمك كند - * -
11 -
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ .
سوگند به آسمان با باران و با رفت و برگشت آن ! - * -
12 -
وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ .
و زمين داراى شكافها و گياهها و درختها و جويها - * -
13 -
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ .
( به همه آنها سوگند ) كه قرآن سخنى است درست و راست - * -
14 -
وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ .
و سست و گزاف و بيهوده نيست - * -
15 -
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً .
و آنان دستانهاى نهانى مىسازند ساختنى - * -
16 -
وَ أَكِيدُ كَيْداً .
و من هم ( كه خدايم ) كارى نهانى و داستانى مىسازم ساختنى - * -
17 -
فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً .
پس ( اى محمّد ) كافران را مهلت ده و آنان را اندكى روزگار نگاهدار !
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 86 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
شادى مؤمنان درين دنيا شنيدن نام خدا و سخن او است . و در آن جهان از ديدار و سلام او است . مؤمن كسى است كه به زبان نام او مىگويد و به جان و دل رضاى او مىجويد و دست از اغيار مىشويد و نسيم گل وصال او مىبويد و در ميدان بندگى او مىپويد و بر زبان حال مىگويد :
نام تو مرا مونس و يار است به شب * وز ذكر توأم هيچ نياسايد لب
لطيفه : پيرزنى پارسا را گفتند : هنگام مناجات با خدا ما را به دعا ياد دار ، گفت : من بىزارم از وقتى كه مرا با دوست رازى باشد و جز از او مرا چيزى ياد آيد !
اى مسلمانان ، همّت بلند داريد و در راه طلب از زنى كم مباشيد ، بنگريد كه آن پيرزن در علوّ همّت
هامش
( 1 ) - نوشتهاند اين آيه درباره ابو طالب عموى پيغمبر نازل شد وقتى كه در خانه او آمد و با نان و شير از وى پذيرائى فرمود ، ناگهان ستارهاى آتشين در آسمان بسوى زمين درخشيد ! ابو طالب ترسيد و پرسيد اين چيست ؟ هماندم اين آيه نازل شد كه اين ستارهء طارق است .