آنچه چون برق است ! شوينده و آنچه پاينده است مشغولدارنده ! و آنچه غالب است كشنده ! آنچه چون برق است از فكرت زايد ، و آنچه پاينده است از لذّت ذكر آيد ، و آنچه غالب است از سماع و نظر خيزد ! آنچه برق است دنيا فراموش كند تا ذكر آخرت روشن شود ! و آنچه پاينده است از آخرت مشغول دارد تا حق عيان گردد ! و آنچه غالب است رسوم انسانيت محو كند تا جز از حق نماند !
سوره 84 آيه 6
6 -
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ .
آيه . آدمىزاد پاداش كار خوب و بد خويش بيند ، پس بايد تا مىتواند كار نيك كند ، زيرا كسى كه به زر و زيور و مال و جاه و رنگ و بوى مشغول است . كجا شاهان طريقت و اميران شريعت او را به خانههاى راز و سراپردههاى ناز خود راه دهند ؟ هيهات ! كسى كه جامهء جفا پوشيده ، و تيغ هوا و هوس كشيده ، چگونه مىخواهد با جوانان طريقت به صفّهء صفا و بقعهء بقا فرود آيد ؟ و ندانسته كه گفتهاند :
باطن تو كى كند با مركب شاهان سفر * تا نگردد راى تو بر مركب همّت سوار
چون زنان تا كى نشينى بر اميد رنگ و بوى * همّت اندر راهبند و گام زن مردانهوار
پس اگر خواهى كه سرمهء لطف الهى در ديده تو كنند ، امروز گرد سم مركب شرع در ديدهء عقل كش و پاى از قيد و دام شرع بيرون مكش و احوال خود را مراقب باش و انجام واجبات دين را مواظب ، و گام در راه اداى حق خداوند را مطالب ، و با نفس خويش به ذرّهها به حكم احتياط محاسب باش ، تا فردا حقيقت حساب بر تو كشف شود و لطائف غيبى از پردهء تاريك از بهر تو آشكار كنند و تو را به محل رفيع رسانند .
پير بو على سياه روزى در بازار مىرفت ، گدائى را شنيد كه مىگفت : به حقّ روز بزرگ مرا چيزى دهيد ! پير از هوش برفت ! چون به هوش باز آمد او را گفتند : اى شيخ ، تو را اين ساعت چه روى نمود ؟ گفت : عظمت و هيبت آن روز بزرگ ! آنگاه گفت : وا اندوها ! از بىاندوهى ، وا حسرتا ! از بىحسرتى !
سوره 84 آيه 19
19 -
لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ .
آيه . بعض مفسّران نوشتهاند اين آيت اشارت است به مقام مصطفى ( ص ) كه خداوند پيش از آنكه جان وى را در صدف خاك نهاد ، او را بر سه مقام بداشت : بر مقام قرب تا انس يافت ، بر مقام لطف تا انبساط يافت ، بر مقام هيبت تا ادب يافت ! به لطف خود كارش پرداخت ، به قرب خود به انسش بنواخت ، به هيبت خود در توبهء بيم او را بگداخت ! پس چون در اين عالم آمد ، هركس در وى نظر كرد از مقام هيبت او بيم داشت ! و از مقام انس او اميد و از مقام قرب او مهر يافت .
بعضى ديگر گفتهاند : اين آيت اشارت است به درجات و منازل قرب و رفعت محمّد ( ص ) در شب معراج كه خداوند ، سرّ او را جذب كرد و سرّ او روح او را جذب كرد ! و روح وى قلب را جذب كرد ! و قلب وى نفس او را جذب كرد !
در آن حال ، تن جويان نفس گشت و نفس جويان قلب و قلب جويان روح و روحجويان سرّ و سرّ جويان مشاهدهء حق گشت ! پس تن به فرياد آمد كه نفس كو ؟ مرا بىنفس قرار نه ! نفس به فرياد آمد كه قلب كو مرا بىقلب قرار نه ! قلب به فرياد آمد كه روح كو ؟ مرا بىروح قرار نه ! روح به فرياد آمد كه سرّ كو ؟ مرا بىسرّ آرام نه ! سرّ به فرياد آمد كه مشاهدهء حق كو ؟ مرا بىمشاهدهء حق قرار نه ! آنگاه به مقام
دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ