داشت ، وارث خواست مرا به او نمودند ، شما ميراث به من سپاريد ! و برويد . ما هم مرقّع به او سپرده و رفتيم !
ساعتى از چشم ما پنهان شد و بازآمد مرقّع پوشيده و جامه خويش همه از تن بيرون كرده و گفت : اين جامه از آن شما است ! اين گفت و برفت ! ما هم به مسجد جبله شديم ، دو روز آنجا بوديم فتوحى نيامد و در كار ما گشايش براى روزى نشد ! پارهاى از آن جامه به آن يار خود داديم و به بازار برد تا بفروشد و خوردنى آرد ! ساعتى گذشت كه او برگشت و انبوهى مردم در وى آويخته ، درآمدند و مرا نيز بگرفتند و مىكشيدند ! پرسيدم چه بوده ؟ گفتند : پسر رئيس جبله سه روز است ناپديد شده و اكنون جامهء او با شما مىبينم ! پس از آن ما را نزد رئيس بردند و از حال پسر جويا شدند ، ما قصّه را بگفتيم ، رئيس بگريست و روى به آسمان كرد و گفت سپاس خداى را كه از من كسى بيامد كه شايستهء درگاه تو بود .
پير طريقت گفت : اى راهنما به كرم ، فروماندم در حيرت يك دم ، آن كدام است ؟ دمى كه نه حوّا در آن گنجد نه آدم ! گر من آن دم بيابم چون من كيست ؟ بيچاره زندهاى كه بىنفسش مىبايد زيست ! همه مردم از مرده ميراث برند مگر اين طايفه كه مرده از زنده ارث برد !
سوره 51 آيه 56
56 -
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
آيه . پرى و آدمى را آفريدم تا مرا پرستند ، و آنان كه در ازل مورد خشم و سخط من واقع شدند ، آنان را به رسوائى بستم كه انجام كارهاى خود را به آنها تكليف كردم و آتش را به حكم خداوندى و پادشاهى خود براى عذاب آنها آفريدم !
سورهء - 52 - طور - 49 - آيه - مكى - جزو 27
تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ -
بنام خداوند بخشندهء مهربان .
1 -
وَ الطُّورِ .
سوگند به آن كوه كه موسى در آنجا با خدا سخن گفت : « 1 »
2 -
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ .
سوگند به نامهء نوشته شده كه : برخى آن را تورات دانستهاند و برخى لوح محفوظ و گروهى آن را قرآن دانند كه در مصحفها نوشته شده بوده .
3 -
فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ .
در برگى گشاده و گسترده ( نوشته شده ) .
4 -
وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ .
سوگند به آن خانهء آباد و با فراوانى براى آيندگان و گروندگان گرد آن خانه ! كه بعضى آن را در آسمان هفتم برابر عرش بالاى كعبه دانستهاند .
5 -
وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ .
سوگند به آسمان افراشته كه مانند سقف خانه است .
6 -
وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ .
سوگند به آن درياى از آب پرشده ( زير عرش خداوند ) « 2 » .
7 -
إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ .
( سوگند به همه آنها ) كه عذاب پروردگار تو ( اى محمّد ) براى
هامش
( 1 ) - طور به زبان سريانى يكى از نامهاى كوه است و مراد كوهى است كه موسى با خداوند سخن گفت و آن در زمين مدين است و نوشتهاند كه چهار كوه مقدس است : 1 - كوه انجير در شام 2 - كوه زيتون در بيت المقدس 3 - كوه طور در شبهجزيرهء سينا 4 - كوه مكه در حجاز .
( 2 ) - از حضرت على ( ع ) نقل شده كه آن دريا زير عرش و بالاى هفت آسمان و زمين است .