نواختگان لطف اويند ! بركشيدگان عطف اويند ! عارفان به تعريف اويند ، مشرّفان به تشريف اويند ! نازان به وصال اويند !
لطيفه : ايشان نرگس باغ جودند ، سرو بوستان وجودند ، صدف مرواريد حكمتند ، نور صدقهء عالم قدرتند .
خالق بىنظير يكى ، و مخلوق بىنظير ، ايشانند ! احسن الخالقين يكى است و احسن مخلوقين ، ايشانند . عالم و آدم نبود ، عرش و لوح و قلم نبود ، بهشت و دوزخ نبود ، كه آدمى را بىآنكه باشند ، حديث محبّت بود !
حسن پسر سهل وزير مأمون عبّاسى ، روزى يكى بر او درآمد ، حسن او را نمىشناخت ! گفت : تو كيستى ؟
گفت : من آنكسم كه چند سال پيش به من احسان كردى ، حسن گفت : آفرين به تو ، كه به احسان ما به ما وسيلت جستى . پس آنگاه بفرمود تا به او صلهاى دادند و بنواختند . آرى همين است حال درويشان و مؤمنان كه به حق وسيلت مىجويند ، هم به احسان قديم او را مىجويند .
پير طريقت گفت : الهى به عنايت ازلى تخم هدايت كاشتى ، به رسالت پيمبران آب دادى ، و به يارى و توفيق رويانيدى و به نظر و احسان خود به برآوردى از لطف تو مىخواهم كه زهرهاى خشم از آن بازدارى ، و نسيم داد بر او به جهانى ، و كاشتهء عنايت ازلى را به رعايت ابدى مدد كنى .
سوره 44 آيه 33
33 -
وَ آتَيْناهُمْ مِنَ الْآياتِ ما فِيهِ بَلؤُا مُبِينٌ .
آيه . آدمى گهى خستهء تير بلا است ، و گاهى غرقهء لطف و عطا ! حقتعالى از او در وقت نعمت و راحت تقاضاى شكر مىكند و در حال بلا و شدت تقاضاى صبر دارد !
مصطفى ( ص ) گروهى از انصار را ديد گفت : شما مؤمنانيد ؟ گفتند : بلى مؤمنانيم ، گفت : نشان ايمان شما چيست ؟ گفتند بر نعمت شكر كنيم و در غضب صبر كنيم و به قضاى خداوند راضى شويم ! فرمود : قسم به پروردگار كعبه كه شما مؤمنانيد .
سوره 44 آيه 37
37 -
أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ .
آيه . اى صناديد قريش ، اى رؤساى كفر ، كه پيمبر را دروغزن مىگيريد و به عداوت وى برخاستهايد و دين اسلام را بازى مىشماريد و از قهر و خشم ما ايمن نشستهايد ! خبر نداريد كه ما با كافران پيشين و دشمنان دين كه سروران كفر و ضلالت بودند چه كرديم ؟ و چگونه به سطوت خويش دمار از روزگارشان برآورديم ؟
آنكه نمرود لعين بود كه جهان از كفر و كبر خويش پر كرده بود . پشهء ضعيفى را فرستاديم تا سزاى وى در كنارش نهاد ! آن ديگرى كه فرعون طاغى بود و دعوى خدائى كرد ، پارهاى چوب « 1 » فرستاديم تا قدرت خود را به او نمود ! و دريا را فرمان داديم تا دمار از روزگار او درآورد ! آن ديگر كه اصحاب فيل ( ابرهه ) بود كه قصد خرابى خانهء ما را كرد و بر ساز و عدّت و آلت خويش اعتماد داشت ، مرغكى ضعيف ( ابابيل ) فرستاديم تا آنان را هلاك كرد . بنابراين ، قوم تبّع و نوح و لوط و عاد و ثمود و مانند ايشان كه از شما بسيار نيرومندتر بودند ، و از شما باسازتر و جهاندارتر بودند ، چون بر ما عصيان و كفران آوردند و تمرّد نمودند ، بنگر كه چگونه ايشان را به قهر و خشم خود از جهان برانداختيم و نام و نشانشان را محو كرديم ، شما نيز اگر همان كنيد كه آنان كردند ، همان بينيد كه آنان ديدند ! امروز عذاب و پريشانى و فردا دوزخ و نابسامانى !
هامش
( 1 ) اشاره به عصاى موسى است كه به صورت اژدها جلوهگر شد و جادوگران مصرى را مغلوب كرد .