پير طريقت گويد : اين دوستى و محبت تعلّق به خاك ندارد ، بلكه تعلّق به نظر ازلى دارد ، اگر علّت محبت ، خاك بودى ، در جهان ، خاك بسيار است كه نه جاى محبّت است ، لكن قرعهاى از قدرت خود بزد ، ما برآمديم و فالى از حكمت بياورد و آن ما بوديم ، پس خداوند به حكم ازل به تو نگرد نه به حكم حال !
عارفى به بايزيد بسطامى نوشت : آيا اگر كسى از خدا غافل باشد و به شب بخسبد ، هيچ تواند بود كه به منزل رسد ؟ بايزيد جواب نوشت : اگر نسيم لطف ازليّت از هواى فردانيّت به حكم عنايت بر دل او وزد ، بىتكلّف به منزل رسد ، چه خداوند ، بندگان را در معصيت مىبيند و مىداند كه توبه خواهند كرد ، و برايشان از آن توبه حكم كند نه از اين معصيت ! و در حال بندگان را مىبيند كه گناه مىكنند ، امّا او مىداند كه نيك خواهند شد ! و آنان را از صالحان شمردند نه از طالحان ! چنان كه :
خداوند ، موسى را كه در حال خشم ، الواح را بر زمين زد عتاب نكرد و سليمان كه اسبان را بىگناه پى كرد به او خطاب نفرمود ، چون خداوند به گرد ظاهر ننگريست بلكه به سابقهء ازلى نگريست ، گاه به كاهى بگيرد و گاه به كوهى به بخشد ، بقدرت كاهى را بگيرد و به رحمت كوهى را عفو كند . زيرا به ظاهر ننگرد بلكه به سابقهء ازلى نگرد ، و گويد :
ما كه در ازل تو را دوستى اثبات كرديم ، خطّى به گرد تو بركشيديم ، اگر معصوم بايستى ، معصوم آفريدمى ، و اعتماد كن بر دوستى كسى كه تو را جز معصوم دوست ندارد . اگر تو را عصمت دادمى و از تو همه پاكى سر زدى ، از جلال خدائى بهرهمند بودى و من خداوند بىشريكم و بىانباز ، بىنظيرم و بىنياز ، هركه را رقم دوستى كشيدم ، هرآينه كارهاى او را به ساز آورم و دشمنان او را به نياز آورم و هركه به دشمنى با دوستان ما برآيد ما دشمن اوئيم . ابليس را ديدى كه در حقّ آدم يك سخن گفت ملعون ابد گشت ، نمرود با آن همه طول و عرض ، بينيم كه پشّهاى او را هلاك كرد كه مكافات درد دل خليل بود . در زمان نوح يك جهان را در آب بكشتيم كه مجازات درد دل نوح بود ، آرى هركه مختار ما بود و محلّ اسرار و منبع انوار ما بود ، باشد كه دل وى آراسته به يادگار ما باشد و اصلاح كار او كار ما بود .
سورهء - 20 - طه - ( مكّى ) 135 آيه
تفسير لفظى [ آيات 1 الى 24 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند بخشندهء مهربان .
1 -
طه .
اى محمّد ، مرد پاك راست راه .
2 -
ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى .
اى محمّد ، ما قرآن را به تو نفرستاديم كه تو رنجور تن باشى .
3 -
إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى .
( نفرستاديم ) مگر ياد دادن كسى را كه ترس از ما دارد .
4 -
تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ الْعُلى .
فرود آمده از سوى كسى كه آسمانها و زمين را آفريده .
5 -
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى .
آن خدائى كه بر عرش مستوى و برقرار است .
6 -
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى .
او راست آنچه در آسمانها و در زمين و در ميان آنها و آنچه زير زمين است .
7 -
وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى .
اگر بلند سخن گوئى ، او مىداند آنچه نهان و آنچه پنهان است .
8 -
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى .
او است كه نيست خدائى جز او و داراى نامهاى راست و نيكو است .
9 -
وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى .
اى محمّد ، آيا داستان موسى به تو آمده ؟
10 -
إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ