از حضرت امام محمّد باقر ( ع ) ( امام پنجم شيعيان ) نقل شده كه فرمود : وقتى عيسى نهساله شد مادرش او را به معلّم سپرد ، معلّم به او گفت بگو : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم عيسى گفت : بسم اللّه . . . آنگاه مؤدّب گفت : بگو : ابجد عيسى ، گفت :
الف آلاء خدا ، باء بهجت خدا ، جيم جلال خدا ، دال دين خدا ! مؤدّب به مريم گفت : دست پسرت بكير و برو كه نيازى به آموزنده و آدابآموز ندارد !
تفسير لفظى [ آيات 39 الى 60 ]
39 -
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ .
( اى پيغمبر ) آنان را از روز حسرت و ندامت بترسان آنگاه كه خلق را بر سر دو راه گسيل كنند و آنگاه كه كار برگزار شده و ايشان در غفلتند و نمىگروند !
40 -
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ .
مائيم كه زمين را و هركه روى آنست ميراث مىبريم و همه را بسوى ما بازآرند .
41 -
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا .
ياد كن در اين كتاب از ابراهيم ، كه او راسترو و راست كردار و راستگو پيغمبرى بود .
42 -
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً .
هنگامى كه به پدر خود گفت : چرا چيزى را مىپرستى كه نه مىشنود و نه مىبيند و تو را سود ندارد و به كار هيچ چيز نيايد ؟ !
43 -
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا .
اى پدر ، به من از دانش آنچه آمده به تو نيامده ، پس مرا پيروى كن تا راه راست و درست به تو بنمايم .
44 -
يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا .
اى پدر ، ديو را مپرست كه ديو خداوند را عاصى و نافرمان است .
45 -
يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا .
اى پدر ، من مىترسم كه عذابى از خداوند به تو رسد و تو به كام ديو شوى و از كسان وى گردى !
46 -
قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا .
پدر گفت :
آيا مىخواهى از خدايان من بازايستى ؟ اگر بازنايستى از دشنام دادن خدايان ، تو را سنگسار مىكنم و يك چندى از من دور شو !
47 -
قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا .
ابراهيم گفت : درود بر تو ، ( اينك بريدم و رفتم ) آرى براى تو از خداى خويش آمرزش خواهم كه او به من مهربان و مرا نيكخواه است .
48 -
وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا .
من از شما جدائى جويم و از آنچه كه جز خداى يگانه مىخوانيد بىزارم ، و تنها خداى خود را مىخوانم ، باشد كه من با خواندن خداى خويش و پرستيدن او بدبخت نمانم .
49 -
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا .
چون ابراهيم از آنها ؟ ؟ ؟ كناره گرفت و از آنچه مىپرستيدند فرود از خداى يگانه دورى كرد ، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم ، و همهء آنها را پيغمبر گردانيديم .
50 -
وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا .
و ايشان را از رحمت خويش بهرهمند ساختيم و ايشان را سخن نيكو و زبان راست و آواى بلند داديم .
51 -
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا .
و ياد كن ( اى محمّد ) در كتاب ( قرآن ) موسى را كه بندهء گرويده و پاك و فرستادهء ما و پيغمبر بود .