تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
جبرئيل گفت : پروردگار تو مىگويد : اين كار بر من آسان است و تا آن را نشانى ( شگفتى ) و آيتى براى مردمان كنم و بخشايشى از ما به تو است و كارى بود از ما خواستنى و گزارده و شدنى ! 22 -
فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا .
پس مريم به عيسى بارور شد ، و بار شكم خود را دور برد ( و شرم داشت ) . 23 -
فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا .
آنگاه او را درد زه خاستن گرفت كه با تنهء خرما بن شد ( و پشت خود را بدان نهاد ) و گفت اى كاش من پيش از اين بمردمى ( از دل‌تنگى و شرم ) و فراموش شده بودم . 24 -
فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا .
پس عيسى ( كه زير او بود ) او را آواز داد كه اندوهگين مباش ، خداوند زير پاى تو جوئى آماده كرده ( و فرزندى عطا كرد . ) 25 -
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا .
و خرما بن را بسوى خويش بجنبان تا بر تو خرماى تر و تازه و در هنگام رسيده افتد ! 26 -
فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا .
پس از آن رطب بخور و از آن آب بياشام و چشمان روشن دار ، اگر از مردمان كسى بينى بگو من خداى خود را پيمان كرده‌ام كه خاموشى ( سكوت ) كنم و امروز با هيچ مردم سخن نخواهم گفت . 27 -
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا .
پس مريم عيسى را برگرفت و او را به قوم خويش آورد ، آنها گفتند : اى مريم ، چيزى آوردى بس شگفت و منكر ! 28 -
يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا .
اى خواهر هارون ، پدر تو مرد بد نبود و مادرت هم پليدكار نبود ! 29 -
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا .
پس مريم براى جواب آنها اشاره به عيسى كرد ، آنها گفتند چگونه با كودك خود در گهواره سخن گوئيم ! ؟ 30 -
قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا .
عيسى ، ( درحالىكه در گهواره بود ) گفت منم بندهء خداوند كه مرا دين و كتاب داد و مرا پيغمبر قرار داد . 31 -
وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا .
و مرا خداوند بركت داد هرجا كه باشم و مرا به نماز و زكات اندرز داد تا زنده هستم . 32 -
وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا .
و مهربانى به مادرم سفارش فرمود و مرا جبار و بدبخت نكرد . 33 -
وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا .
و درود خداى بر من روزى كه زائيده شدم ( زيم ) و روزى كه ميرم و روزى كه زنده انگيزاينده مىشوم . 34 -
ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ .
اين است عيسى پسر مريم ، سخن خداى ، كه ترسايان دربارهء او سخن جدا جدا مىگويند و پيكار مىكنند . 35 -
ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ .
شايستهء خداوند نيست كه هيچ فرزند گيرد ، پاك است و بىعيب خدائى كه چون خواهد كارى كند ، جز آن نبود كه گويد : باش ، پس مىباشد !
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 27 | احمد بن محمد ميبدى