نخست آنكه : چرا نزديك سراهاى خويش گورها كندهايد ؟ گفتند تا پيوسته مرگ به ياد داريم و چون ما را بازگشت آنجا خواهد بود دل بر آن نهيم .
پرسيد چون است كه بر سراى شما در نيست ؟ و حجاب و قفل و بست نه ؟ گفتند : چون در ميان ما جز آمين و مؤمن نيست و هيچكس را از كس ترس و بيم نه !
پرسيد چون است كه در ميان شما امير و قاضى نيست ؟ گفتند : از بهر آنكه در طبع ما جنگ و ستم نيست تا به پاسبان و امير و قاضى نياز داشته باشيم .
پرسيد اين موافقت شما به ظاهر و نزديكى دلهاى شما به باطن از كجا خواسته ؟ گفتند : كينه و حسد و خشم و دشمنى از دل بيرون كرديم تا موافق يكدگر گشتيم و دوست يكدگر شديم .
پرسيد چون است كه شما را عمرهاى دراز دادند ؟ و ديگران را كوتاه ؟ گفتند : از آنكه به حقّ كوشيم و حقّ گوئيم و از حقّ درنگذريم و به عدل و راستى زندگانى كنيم .
پرسيد چون است كه شما را به روزگار آفات نرسد چنان كه به ديگر مردم مىرسد ؟ گفتند : از اينكه هرچه پيش آيد جز خداى را به پشتى نگيريم !
ذو القرنين پرسيد : مرا از پدران و گذشتگان خويش خبر دهيد ، كه آنها هم برين سيرت زندگانى كردند ؟ يا خود شما چنين هستيد ؟ گفتند : آرى ، پدران خود را چنين يافتيم و برين سيرت ديديم . پيوسته درويشان را نواختندى و خستگان را تيمار داشتندى و عاجزان را دست گرفتندى و جانيان را عفو كردندى و پاداش بدى را نيكى دادندى و امانت گزارندى و رحم پيوستندى و نماز خويش به وقت گزارندى و به وفا و عهدها بازآمدندى . تا خداوند آنها را به صلاح و سداد بداشت و بنام نيكو از دنيا بيرون برد و ما را به جاى ايشان نشاند !
سوره 18 آيه 102
102 -
أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا .
آيه . از اينجا تا آخر سوره وصف حال دو گروه است . گروهى بيگانگان كه آيات عجايب حكمت حقّ را شنيدند و بدايع اسرار فطرت در كار موسى و خضر و از داستان ذو القرنين آگاه شدند و همه را انكار كردند . نه گوش سخنشنو داشتند نه ديدهء عبرتبين ! نه دل روشن ! تا خداى را دريافتندى و پيغام را تصديق كردندى ، نه توفيق رفيق آنان بود و نه هدايت را عنايت ! لاجرم حاصل كار و سرانجام روزگار ايشان دوزخ بود .
سوره 18 آيه 107
107 -
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ .
آيه . گروه ديگر مؤمنانند كه عجايب آيات حكمت و رايات قدرت حقّ از روى هدايت و عنايت بر دلهاى ايشان ، كشف كردند و آن را به جان و دل پذيرفتند و گردن نهادند و حلقهء بندگى را در گوش و طوق طاعت بر گردن نهادند ! تا بهشتهاى فردوس جايگاه آنان شد و خداوند ايشان را تشريف داد و به اين اكرام و اعزاز مخصوص گردانيد .
. . . كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا .
آيه . امروز جنان وصل است و فردا جنان فضل ، امروز جنان عرفان است و فردا جنان رضوان ، مؤمنان و نيكمردان فردا كه در بهشت آيند ، ايشان را به منزل خاص فرود آورند و هم در وقت ايشان را نزل دهند ، نبينى كسى كه مهمانى عزيز به وى فرود آيد تا آنكه با وى نشيند ، نخست او را نزلى فرمايد ، همچنين خداوند در ابتداى آيت حديث نزل كرد و ذكر لقاء و رؤيت به آخر آيت برد و جاى ديگر بيان كرد كه نزل چيست ؟ و آنچنان است كه آنچه آرزو كنيد در آن بهشت يابيد و هرچه خواهيد و جوئيد بينيد كه اين نزل از خداوند غفور و رحيم است .
سوره 18 آيه 110
110 -
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً .
آيه . عمل صالح آنست كه نفس آدمى به آن عمل توجّه نداشته و از آن عمل ، ثواب و پاداش نخواهد ! بعضى گفتهاند عمل صالح آنست كه هركس