106 -
ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً .
اين است كه سزاى ايشان دوزخ باشد ، به سبب آنكه كافر شدند و پيغامها و فرستادگان مرا به فسوس و بازيچه گرفتند .
107 -
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا .
( از سوى ديگر ) آنان كه بگرويدند و كارهاى نيكو كردند ، بهشتهاى فردوس جايگاه آنها است .
108 -
خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا .
آنان جاويدان در بهشتند و دگرگونى نيابند .
109 -
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً .
بگو اى پيغمبر ، اگر درياها مداد ( مركّب ) شوند براى نوشتن سخنان خداوند من ، هرآينه آب درياها تمام شود پيش از آنكه سخنان خداى من تمام شود ! هرچند درياى ديگر هم به يارى آوريم !
110 -
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً .
بگو به آنها ، كه منهم چون شما مردم هستم ، و به من پيغام مىرسد كه خداى شما يكتا و يگانه است . پس هركس اميدوار به ديدار پروردگارش مىباشد بايد كارهاى نيكو كند و در پرستش خداوند كسى را در آن انباز ندارد و شركت ندهد .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 18 آيه 83
83 -
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ .
آيه . « 1 » قصّهء ذو القرنين دليلى واضح و برهانى صادق بر نبوّت محمّد ( ص ) است با آنكه مردى بود امّى نادبير ، هرگز به كتّاب « 2 » نرفته و معلّمى را ناديده و كتابى را ناخوانده و از كس نشنيده ! از قصّهء پيشينيان خبر مىداد و آئين رفتگان و سرگذشت آنان هم بر آن نسق و قاعده كه در كتاب خود خوانده بودند و در صحف نبشته ديدند ، بىهيچ زيان و نقصان و بىتفاوت و اختلاف در آن بيان مىكرد ! پس هركه توفيق يافت حقيقت صدق وى حقّ را بشناخت و بر مركب سعادت به بساط قربت رسيد .
سوره 18 آيه 84
84 -
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ .
آيه . ما ذو القرنين را تمكّن داديم در زمين تا خاور و باختر را زير قدم خود آورد و اطراف زمين را به آسانى در نوشت و به زبان اهل معرفت اشارت است به اينكه ما اهل معرفت و جوانمردان حضرت را در اطراف مملكت برقرار و پاىبرجا كرديم و در كرامت برايشان گشوديم و جهان ايشان را مسخّر كرديم تا به تأييد ربّانى اگر خواهند به يك شب باديه درنوردند و دريا باز برند و از بعض كارهاى غيبى نشان بازدهند !
در بعض آثار نقل كردهاند كه ذو القرنين پس از گشودن شهرها در خاور و باختر ، همچنان روى در شهرها نهاد و همىگشت و گروه گروه را دعوت همىكرد ، تا به قومى رسيد كه همه همرنگ و همسان بودند ، در سيرت و طريقت پسنديده و در اخلاق و اعمال شايسته ، بر يكدگر مهربان و كلمهء ايشان يكسان ، نه قاضيشان به كار بود و نه داور ! همه بر يكدگر مشفق چون پدر و برادر ، نه يكى درويش و يكى توانگر ، يا يكى شريف و ديگرى وضيع ، بلكه همه يكسان بودند و برابر ! در طبعشان جنگ نه و در گفتشان فحش نه ! در كردارشان زشت نه ! و در ميانشان بدخوى و جلف و جفاكار نه ! عمرهاشان دراز ولى آرزوهاشان كوتاه بود ! و بر در خانهها گورها كنده بودند تا پيوسته در آن نگرند و ساز رفتن سازند ! و سراهاى ايشان را در نبود !
ذو القرنين چون آنان را بديد ، در كار ايشان خيره بماند ! ! و گفت اى قوم شما چه قوميد كه در شرق و غرب بگشتم مانند شما گروه نديدم و چون سيرت و اخلاق شما هيچ سيرت و اخلال نهپسنديدم ! مرا از كار و حال خويش خبر كنيد ، و هرچه پرسم مرا جواب دهيد .
هامش
( 1 ) برخى از مفسران و دانشمندان ، ذو القرنين را با دلائل موجهى با كورش بزرگ پادشاه هخامنشى يكى مىدانند از جمله مرحوم مولانا ابو الكلام آزاد دانشمند بزرگ هند در كتابى كه تأليف و به فارسى ترجمه شده دلائل آن را ذكر نموده .
( 2 ) كتّاب جمع كاتب است كه به معنى مكتب و مكتبخانه به كار بردهاند .