تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
8 -
عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ .
آيه . اين آيت ، اميدواران را دست‌آويزى است قوىّ ، و نواختى نيكو ! آن خدائى كه به فضل خويش تو را رايگان بيافريد ! و به نعمت خود بپروريد و به لطف خود در عنايت خود بداشت ، و از آفتها و بلاها نگاه داشت ! اميد است كه سرانجام رحمت كند و كارى كه خود درگرفت به فضل خود بسربرد . 9 -
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ .
آيه . قرآن براى رهروان دليل آشكار و براى جويندگان چراغى روشن است ، همى اهل حقّ را دل گشايد و بسوى حقّ راه نمايد ، پس اگر جوينده با تقصير بود و در نظر او قصور باشد و از عنايت حقّ دور ، قرآن مر او را سبب ضلالت بود ! و اين نه از آن جهت است كه در دليل قصور آيد كه دليل همان چراغ هدايت از نور اعظم تابان است ليكن نگرندهء قاصر آمده و از ديدار آن محجوب مانده ، همچون روز كه جهان از آن پر است ليكن نابينا از آن محروم - خورشيد نه مجرم ار كسى بينا نيست !

[ آيات 22 - 13 ]

( تفسير لفظى )

13 -
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً .
مقدّرات و نتيجهء كارهاى هر آدمى را در گردن او كرديم كه از او چه آيد و از كردار او به او چه رسد ؟ و روز رستاخيز نامه‌اى براى او بيرون خواهيم آورد كه در دست او دهند و بر او گشاده آرند ( كه عمل او چه بوده ؟ ) 14 -
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً .
( او را گويند ) نامهء خويش برخوان ، امروز تن تو بر تو داورى است تمام و حسابگرى شايسته ! 15 -
مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا .
هركه به راه راست رود براى خود رود و هركه در گمراهى رود خود را رود و زيان بر خود آرد و هيچ‌كس بار بد كسى را نكشد و ما هيچ‌كس را تا از پيش رسولى نفرستيم عذاب نكنيم . 16 -
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً .
و چون خواهيم مردم شهرى را هلاك كنيم ، بيشتر آنها را انبوه كنيم و توان دهيم و نعمت بخشيم تا در شهوت و نخوت شوند و عذاب بر ايشان واجب گردد ، پس آنها را از ديار خود بركنيم و هلاك كنيم « 1 » . 17 -
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً .
و چه بسيار از گروه جهان‌داران پس از نوح كه ما آنان را هلاك كرديم و خداوند را خود به ديدن گناهان بندگانش بس است ( و گواه نخواهد ) . 18 -
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً .
هركس اين جهان را خواهد و مىجويد ، ما هم در آنچه خواهد و ما اراده كنيم فراشتابيم ، پس از آن او را در آتش دوزخ جاى خواهيم داد نكوهيده و رانده شده « 1 » . 19 -
وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً
و هركس سراى پسين خواهد و در آن راه كوشش كند و به خدا و يكتائى او ايمان داشته باشد ، سعى و كوشش اينان پسنديده و پاداش داده است « 1 » . 20 -
كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً .
( اى محمّد ) ،
هامش
( 1 ) اين آيات همه دليل بر اختيار بندگان در كارها است كه هركس هدايت مىشود به سود خود او است و هركه گمراه مىشود نتيجهء عمل خود او است و گناه كسى بر كس ديگر نخواهند نوشت كه در اين معنى حافظ گفته :من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را باش * هركسى آن درود عاقبت كار كه كشت