تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
بزرگان دين گفته‌اند : خداوند در معراج محمّد كارى را كه سزاوار ربوبيّت او بود كرد و مصطفى كارى كه سزاوار عبوديّت خويش بود كرد ، عروج محمّد سزاى بشريّت او و نزول الهى سزاى الهيّت او ! و لايق ذات و صفات او « 1 » ! عروج محمّد و نزول خود هر دو را به شب خواست از بهر آنكه محمّد را حبيب خواند و معنى محبّت جز موافقت نيست . معراج به آسمانها ، او را از مسجد حرام به مسجد اقصى و از مسجد اقصى به سدرهء منتهى و منزل اعلى برد ، تا احوال قيامت را معاينه بيند ، و قواعد شفاعت ممهّد گرداند . روزى كه همه گويند : وا نفساه ، مصطفى كه ملكوت آسمانها ديده و آيات كبرى و عجايب غيب بر او نموده شده ، نترسد و هيبت و سياست آن روز در او اثر نكند و دل خود به شفاعت امّت دهد . لطيفهء عجيب : آدم پدر آدميان را فرمود : اهبط ، فرود آى ! و محمّد را گفت بالا بيا ! بر مركب همّت نشين ، و تارك اعلا را زير قدم خود نه ، از جسمانى به روحانى سفر كن ، آن‌گاه بما نظر كن ! حضرت صادق ( ع ) فرمود : شب معراج كه سيّد به حضرت رسيد ، به غايت قربت نزديكى يافت و از غايت قربت ، نهايت هيبت ديد ! تا خداوند تدارك دل او كرد و به غايت كرم و عنايت و نهايت لطف و كرامت او را به خود نزديك كرد ، و به منزل
( ثُمَّ دَنا )
رسيد و خلوت
( أَوْ أَدْنى )
يافت ، راز شنيده ، شراب محبّت چشيده ، ديدار حقّ ديده ، و از هر دوجهان رميده و با دوست بيارميده ! رفت آنچه رفت ، شنيد آنچه شنيد ، ديد آنچه ديد ، و كس را از آن اسرار خبر نه ! و عقول و اوهام از دريافت آن دور ! رازى در پردهء غيرت رفته ، بىزحمت اغيار به سمع رسول رسانده است .
رازى است مرا با شب و رازى است عجب ! * شب داند و من دانم و من دانم و شب !

[ آيات 12 - 2 ]

( تفسير لفظى )

2 -
وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا .
ما به موسى كتاب ( تورات ) داديم و آن را راهنماى بنى اسرائيل كرديم ، كه جز من كسى را وكيل مگيريد ( و كار آن را به ديگرى نگذاريد ) . 3 -
ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً .
آنان فرزندان فرزند نوح بودند و ما آنها را با كشتى نوح برداشتيم كه ما را بندهء سپاسگزار است . 4 -
وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً
در كتاب ( تورات ) به بنى اسرائيل حكم كرديم و پيغام داديم و پند آموختيم و سخن گفتيم كه شما در زمين فساد خواهيد كرد و برترى خواهيد جست و از اطاعت بيرون خواهيد رفت ! 5 -
فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا .
پس چون اوّلين وعدهء ما ( از آن دو وعده ) رسيد ، بينگيزيم بر شما بندگانى از خودمان ، داراى زور سخت تا در سرايها و تنگ جاها به جست‌وجو برانيد و اين وعده‌ايست كرده شده ! ( مقصود خرابى بيت المقدس به دست بخت‌نصر بابلى ) . 6 -
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً .
آنگاه باز شما را پيروزى دهيم بر آنان و يارى كنيم شما را با مالها و فرزندان و شما را انبوهى سپاه بيشتر كنيم از آنچه كه هست ( مقصود طغيان جالوت است كه به دست داود كشته شد - يا ممكن است مقصود نجات آنها به دست گورش بزرگ باشد ) . 7 -
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً .
اگر نيكوئى كنيد ، به خود نيكوئى كرده‌ايد و اگر بدى كنيد به خودتان بد كرده‌ايد و چون وعدهء سزاى آخرت رسد ! تا روى كافران اندوه پيدا كند و تا به مسجد بيت المقدّس درآيند همان گونه كه اوّل درآمدند و تا هلاك كنند گردن‌كشان را چندانكه توانند .
هامش
( 1 ) اشاره به حديث : ينزل كلّ ليلة الى سماء الدّنيا است .