يكى از عارفان بزرگ گويد : خواهان استقامت باش نه خواهان كرامت ! چه كه نفس تو خواهان كرامت است ولى خداوند از تو خواهان استقامت است .
معنى استقامت ، همواره بودن بىتلوّن است ، و هركس از مقام تلوين به هيئت تمكين رسد ، مقام استقامت او درست گردد . و اين استقامت هم در كار و هم در خوى بايد باشد ، در كار آنست كه ظاهر بر موافقت دارى و باطن در مخالفت و در خوى آنست كه جفا شنوى عذر دهى و اگر آزار بينى شكر كنى .
114 -
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ .
آيه . اوقات و ساعات شبانروز كه نامزد كردهاند ، از بهر اوراد و اذكار و نظر ، اعتبار كردهاند ، تا بنده روزگار بلكه اوقات و ساعات خود را مستغرق دارد ، هر وقتى را وردى ساخته دارد و بداند كه واردات الهى در اوراد بندگى بسته ، هركه را ورد طاعتها بيشتر ، او را واردات مكاشفات قوىتر و تمامتر ، پس بنده بايد اوقات دو قسمت كند قسمتى تذكّر زبان و عبادت اركان ، و قسمتى تفكّر دل و مراقبت جان ، تا كرامت ثناء حق به او رسد .
. . . إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ .
آيه . حسنات اداء وظيفهء بندگى نسبت به حق تعالى است و سيّئات ارتكاب گناهان از سوى بندگان ، همينكه حسنات آمد عفو خداوند زشتيهاى او را محو و باطل مىكند . به بيان ديگر حسنات توبه ، سيّئات گناه را از ميان مىبرد و يا حسنات عنايات الهى ، سيّئات جنايات بشرى نابود مىكند .
120 -
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ .
آيه . اهل معنى گويند : مقصود از آن قصّهها فضل و شرف امّت محمّد بر ديگر امّتها است كه فرمود :
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ .
و آن فضل و شرف كه اين امّت بر ديگر امّتها بديد ، سبكبارى بار اينان در برابر بار سنگين آنان بود كه فرمود :
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ .
چون اين مزيت و عنايت و اين كرامت و نعمت از پيشگاه حق به مصطفى پيوست ، از وى خواست تا به شكر آن قيام كند ، از قيام شب و صيام روز ، كارى و جهدى بزرگ بر عهدهء خود نهاد كه شبها آنقدر نماز خواندى كه پاها ورم كردى ، صحابه عرض كردند : اى رسول خدا ، مگر غفر اللّه لك دربارهء شما نازل نشده ؟ فرمود بلى ، ولى آيا من نبايد در درگاه او سپاسگزار باشم ؟
خداوند دربارهء پيغمبر خاتم فرمود : اى مهتر عالم و اى سيّد بنىآدم ، ساكن باش و دل بر جاى دار ، كه ما حديث پيغمبران را با تو گفتيم و در اكرام و نوازش تو افزوديم تا آنان بدانند كه نه چون تو هستند و تو بدانى كه آنان به منزلت تو نرسيدند .
( سورهء - 12 - يوسف - ( مكى ) 111 آيه )
[ آيات 7 - 1 ]
( تفسير لفظى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند بخشندهء مهربان ( تفسير آن در سورهء فاتحه گذشت ) .
1 -
الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ .
اين آيتها نامهايست بيانكنندهء حق و باطل .
2 -
إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
ما فروفرستاديم قرآن تازى تا مگر شما كه تازى هستيد دريابيد .
3 -
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ