3 -
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ .
كسانى كه نماز را بر پاى دارند و از آنچه ايشان را روزى داديم نفقه مىدهند .
4 -
أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ .
آنان به راستى ايماندارانند و ايشان را نزد خداوند درجهها ( از ثواب ) و آمرزش و روزى فراوان است .
5 -
كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ .
( قسمت غنائم حق است ) چنان كه خداوند به حق تو را از خانه در روز بدر بيرون كرد درحالىكه گروهى از مؤمنان آن را كراهت داشتند .
6 -
يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ .
كافران با تو در حق پيكار مىكردند ( و با تو مىپيچيدند ) پس از آنكه بر آنها ارشاد و معونتهاى من تو را پيدا شد ! گوئى كه آنان را بسوى مرگ مىرانند و ايشان در آن حال مىنگريستند ( از خشم ) .
7 -
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ .
( ياد بياور اى محمّد ) وقتى كه خداوند بشما وعده داد كه يكى از آن دو گروه از آن شما ( و به سود شما ) خواهد بود و شما دوست مىداشتيد كه از درخت بىخار ( رطب ) چينيد ( و با گروه ضعيفتر بجنگيد ) و خداوند مىخواهد كه حق را پيدا و درست كند ( و دين را بزرگ دارد ) و به سخنان خويش بيخ كافران را بركند .
8 -
لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ .
تا احقاق حق كند و باطل را نابود گرداند هرچند كه كافران و گناهكاران را دشوار آيد .
( تفسير ادبى و عرفانى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بِسْمِ اللَّهِ
كلمهء تقوى است ، معراج دلها است ، روشنائى راز اصفياء است ، شفاى سينهء اتقياء است ،
بِسْمِ اللَّهِ *
نور دل دوستان ، آئينهء جان عارفان ، چراغ سينهء موحّدان ، آسايش رنجوران و مرهم خستگان ، شفاى درد و پزشك بيماردلان است .
پير طريقت در اين مورد گفت : خدايا گرفتار آن دردم كه تو داروى آن دانى ، در آرزوى آن سوزم كه تو سرانجام آنى ، بندهء آن ثنايم كه تو سزاوار آنى ، من در تو چه دانم تو دانى ، تو آنى كه خود گفتى و چنان كه گفتى آنى !
در هجر تو كار بىنظام است مرا * شيرين همه تلخ و پخته خام است مرا
در عالم اگر هزار كام است مرا * بىنام تو سربهسر حرام است مرا
1 -
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ .
آيه . اى مهتر عالم ، اى سيّد ولد آدم ، اى مايهء فطرت ، اى نقطهء سعادت ، اى مقصود موجودات ، اى سيّد كائنات ، اى نقطهء دايرهء حادثات ، تو را از انفال مىپرسند و از حكم آن ، تو از وحى ما و از پيغام ما به آنان جواب ده ، بگو انفال مال خدا است و حكم آن با رسول خدا است آنچنان كه خواهد بپسنديد ، شما كه بندگانيد حكم او را به جان و دل بپذيريد ، كه گفت او وحى ما است ، فعل او حجّت ما است ، حكم او دين ما است ، پيروى از او دوستى ما است .
. . . فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ .
آيه . تقوى به پناه خويش گيريد كه سر همهء طاعتها است ،