تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
117 -
وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ .
به موسى پيغام فرستاديم كه عصاى خود را بيفكن و چون بيفكند ، آنچه را كه به دروغ جادو كرده بودند فروبرد ! 118 -
فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ .
حق آشكار شد و آنچه ايشان كردند همه تباه و نيست گشت . 119 -
فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ .
آنان شكست يافتند و همگى خوار و ناتوان بازگشتند ! 120 -
وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ .
جادوگران به سجده افتادند . 121 -
قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ .
و گفتند : ما به پروردگار جهانيان گرويديم ! 122 -
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ .
پروردگار موسى و هارون . 123 -
قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ .
فرعون گفت : به موسى ايمان آورديد پيش از آنكه من به شما دستورى دهم ، شما در نهان با موسى سازى ساخته‌ايد و در اين شهر آن ساز را بهم كرده‌ايد تا مردم آن را از شهر بيرون كنيد ! آرى ، به زودى خواهيد دانست ( كه چه خواهم كرد ) . 124 -
لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ .
دستها و پاهاى شما را ببرم و پاره‌پاره كنم يكى از چپ و يكى از راست ، پس از آن همه شما را دست و پاى زده بياويزم ! 125 -
قالُوا إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ .
گفتند : ما بسوى خداى خويش جاودان گشتيم . 126 -
وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمِينَ .
گفتند : از ما انتقام نخواهى جز براى آنكه ما به نشانيهاى راست و درست پروردگارمان گرويديم پروردگارا ، چون به ما آمد ، بر ما شكيبائى فروريز و ما را مسلمان بميران !

( تفسير ادبى و عرفانى )

109 -
وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ .
آيه . دليلها روشن است و معجزه پيدا ، و كرامت ظاهر ، لكن چه سود دارد كسى را كه راندهء ازل گشت و خفتهء ابد ؟ هرچند كه موسى معجزه و آيت بيش نمود ، ايشان را حيرت و ضلالت بيش فزود ، موسى در حقيقت يد بيضا مىنمود و ايشان او را رتبت ساحرى برتر و بالاتر مىنهادند ! كه اين است جادوگر دانا ، اين است جادوگر استاد ! چنان كه كافران قريش چون از مصطفى معجزه ديدند گفتند : اين جادو است ! پس بدان كه كار نمودن دارد نه ديدن ، آنان ازآن‌رو حقيقت را نديدند كه به آنها ننمودند ، و از آن جهت راه‌بردار نشدند كه شايستهء راه راست نبودند ! جادوگران فرعون را بنمودند ، لاجرم چه ديدند و به چه جائى رسيدند ! انوار عزّت دين ناگاه در دل خود بديدند و به مقام شهيدان و صدّيقان رسيدند ، عهدنامهء ازل ديدند و به دولت خانهء ابد رسيدند ، كليد گنج اسرار ديدند و در فردوس برين با ابرار به جوار پروردگار رسيدند ، ساحران چون در آن ميدان حاضر شدند و اسباب جادوئى را به غايت بساختند و چپ و راست كردند ، مهتر ايشان گفت بنگريد تا شمارهء ياران موسى چند برآيد ؟ گفتند : او را يارانى نيست ، مردى مىبينيم تنها عصائى در دست ! گفت : آه ، از آن تنهائى و يكتائى ! او مرد يكتا ، هرگز تنها نبود ! گرچه تنها رود ، بىيار نباشد ! دانيد چه بايد كرد ؟ او را حرمتى شايسته ببايد داشت و خود كارى را ببايد ساخت ! 115 -
إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ .
گفتند : آيا تو مىافكنى يا ما ؟ موسى چون