تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
32 -
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ .
بگو به آنان اى محمّد خدا و رسول را اطاعت كنيد پس اگر برگردند و پيروى نكنند ، خداوند كافران را دوست ندارد . 33 -
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ .
خداوند ، آدم و نوح و ابراهيم و كسان او را و كسان عمران را ( موسى و هارون و مريم و عيسى ) بر جهانيان روزگارشان برگزيد و برترى داد . 34 -
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
فرزندان ايشان را از يكدگر بساخت نيكان از نيكان و خداوند شنوائى است دانا .

( تفسير ادبى و عرفانى )

31 -
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ . . .
آيه . اين آيت از روى حقيقت رمزى ديگر دارد و ذوقى ديگر ! مىگويد : بگو هرك را سودائى در سينه است ، از ما پيروى كن كه كارها همه در قدم ما تعبيه كردند ، دل خود را به عقل درمبند كه عقل پاسبانى است ، راهبر نيست تا عنان به او دهى ، و راه نيست تا روى به آن آرى ، آنچه طلب كنى از نبوّت طلب كن نه از عقل ، عقل غاشيه‌كش احكام دين است ، عزّت و كبرياء دين در ميزان عقل نگنجد و در حيّز جوهر و عرض نيايد و شهادت عزّت قرآن بر اين سخن شامل است كه مىگويد :
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً
تا آخر آيه .
. . . فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ . .
آيه . پيش از وجود عالم و خاك آدم ، ارواح خلايق جمع كرديم و عهدى بر ارواح انبيا و رسولان گرفتيم كه هركس خدمت درگاه صدر مملكت و نقطهء دولت مىخواهد از امروز كمر خدمت او بندد و به چاكرى او اقرار كند ، پس همه پيغمبران يك‌يك به اين جهان آورديم تا نوبت به محمّد رسيد و گوهر نبوّت بر بساط عزّت قرار گرفت و سراپردهء رسالت بر عرصهء زمين زدند ، نقاب از چهرهء جمال برگرفته شد و جهان از نثار لفظ شيرين ، پردرّ و گوهر گشت و به اخلاق كريم آراسته گشت ، چنان كه :
تا نقاب از چهرهء خاك مقدّس برگرفت * هركه صاحب ديده بود آنجا دل از جان برگرفت
مهرهء كس را نديد اندر همه درياى مهر * يك صدف بگشاد و درياها همه گوهر گرفت
ابتداى اين آيت به زبان اهل طريقت به جمع و تفرقت باز مىگردد ، چه كه
تُحِبُّونَ اللَّهَ
تفرقت است و
يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
جمع ، اولى خدمت شريعت است و دومى كرامت حقيقت ، بدين‌سان كه خدمت از بنده به خداى برشود و كرامت از خداى به بنده فرود آيد ، هرچه از بنده به خداى برشود تفرقت است و به پراكندگى موصول ، هرچه از خداى آيد جمع است و مقبول ، پاك باشد از هر غرض ، آزاد باشد از هر علت . نظير آيت جمع و تفرقت كه دربارهء موسى آمد ، بدين‌گونه : كه چون موسى به ميقات آمد و خداوند با او سخن گفت اين آمدن موسى عين تفرقت است و سخن خداوند عين حقيقت ، تفرقت ، صفت اهل تكوين و جمع صفت اهل تمكين ، موسى در مقام تكوين بود چون خداى با او سخن گفت از حال برفت و چون مصطفى اهل تمكين بود و در عين جمع ، لاجرم هنگام رؤيت و مكالمت در حال استقامت و تمكين بماند ! بهرهء موسى با تفرقت
( قَرَّبْناهُ نَجِيًّا )
بود كه تقرّب هم سخنى داشت و محمّد را در عين جمع
( دَنا فَتَدَلَّى )
بهره بود كه تقرّب مقامى داشت ! فرق ميان دوستى محمّد و دوستى