پيش تو ، رهى چنان تباه افتاده * كز وى همه طاعتى گناه افتاده !
اين قصه كزان روى چو ماه افتاده * اين رنگ گليم ما سياه افتاده !
كسى از پيغمبر پرسيد : از اين گروه كافران كرا عذاب سختتر به روز رستاخيز باشد ؟ فرمود هركس كه پيغمبر خدا را بكشد يا كسانى كه امر بمعروف و نهى از منكر مىكنند بكشد ، آنگاه فرمود : اين گروه يكبار 43 پيغمبر را به يك ساعت روز بكشند ! پس از آن 112 مرد از بنى اسرائيل برخاستند تا آنان را امر به معروف و نهى از منكر كنند ، آن 112 مرد را هم در آخر روز بكشند - مفسّران گفتهاند اين آيه در حق پادشاهان بنى اسرائيل فرود آمده كه بعد از موسى برخاستند .
25 -
فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ . .
آيه . آيا ، تا چون بود حال ما روز رستاخيز ؟ كه جهانيان را با يك نفخهء اسرافيل از خاك برانگيزند و در عرصات حاضر كنند .
باش تا از نفخهء صور سرافيلى شود * صورت خوبت نهان و سيرت زشت آشكار !
. . . وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ . .
آيه . باش تا آن عزّت و رياست به سر رسد ، و دست و پا در مقام بازپرسى برآيند ، عيبها و رازها همه آشكار و عيان گردد ، آنگاه به تو گويند : پرده از روى كارت برگرفته يعنى آنچه كه تو خود توخته و ساختهاى ، همان بينى كه فرستادهاى ، همان خورى كه خود پختهاى ، همان دروى كه خود كشتهاى ، اين است كه فرمود :
هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ
، آنچه امروز تو به پناه او شوى ، فردا از تو برگردد و تو را بگذارد جز پرهيزكارى ! كه در هر دو سراى تقوى تو را تنها نگذارد ، همه حسبها و نسبها را داغ كنند ، لكن تقوى را گويند پيش آى كه امروز روز بازار تو است ، هرك را در آن سراى از تو بهرهاى بود در اين سراى آر و بهره و نصيبش ده و عاشقان خويش را در حضرت رضوان من اللّه اكبر فرود آر ، كه آشنايان تقوى ديگرند و عاشقان تقوى ديگر ، آشنايان كسانى هستند كه از حرام و شبهات بپرهيزند و كارهايشان به دستور تقوى باشد ليكن عاشقان تقوى كسانى باشند كه از طاعات و عبادات خود از روى ناديدن چنان پرهيزند كه ديگران از گناهان و سيّئات پرهيز دارند !
از يكى از سران پرهيزكاران پرسيدند : تقوى چيست ؟ گفت : تقوى آنست كه از غير خدا بپرهيزى ، آرى اين چنين كس هرگز با آنكس كه از حرام تنها بپرهيزد برابر نيست ، فردا كه روز نواخت و گاه سياست باشد هركس به مراتب تقوى برتر باشد ، به حضرت عزّت نزديكتر است كه
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
[ آيات 30 - 26 ]
( تفسير لفظى )
26 -
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
بگو بارخدايا ، تو دارندهء ملك و خداوند پادشاهى هستى ، به هر كس بخواهى پادشاهى دهى ، و از هركس خواهى پادشاهى مىگيرى ، هركه را خواهى عزيز مىكنى و هرك را خواهى ذليل مىگردانى ، همه نيكيها به دست تو است كه تو بر هر كارى توانا هستى .
27 -
تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ .
شب را در روز آورى و روز را در شب ، زنده را از مرده سازى و مرده را از زنده بيرون آرى ، و هرك را خواهى روزى بىشمار و بىحساب بخشى !
28 -
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ