تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
معصيت بندگان ته نشانى بنماى اندر تنهاشان تا بدانند كه مر ايشان را طاقت گريختن نيست از ته . خداى دعاى او را مستجاب كرد . هشت هزار مرد بودند به يك ساعت به يك جاى بميرانيد و ستوران‌شان را نيز ، هشت روز مرده بودند . زنان و فرزندان‌شان بگريستند فرايشان و عاجز شدند از به گوركردن ايشان . حصيره‌اى بكردند گرد ايشان تا گنده شد كالبدهاى ايشان . پس اين پيغامبر بگريست و دعا كرد كه : يا خداى يعقوب و موسى ، فا ايشان به سزاى ايشان كار مكن . خداى دعاى او را مستجاب كرد از پس مرگىشان زنده كرد از پس هشت روز . و ضحّاك گويد : نام آن پيغامبر شمعون بود . معنى آيت چنان بود كه عجب نايد ترا يا محمّد از ان كسها كايشان برون آمدند از مسكنهاشان .
وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ .
و ايشان هزاران بودند . سدى گويد : سى و اند هزار بودند . و ضحّاك گويد : هفت هزار بودند ، از بيم مرگ گريخته بودند .
فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ .
خداىشان بميرانيد ، پس به دعاى پيغامبرشان زنده كرد . [ 100 ]
إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ .
خداى عزّ و جلّ خداوند منّت است فر بندگان خويش ، فر بنى اسرايل و جز از ايشان كه زنده كردشان از پس مرگ .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ .
و جز بيشتر از خلق شكر نكنند نعمتهاى خداى را . آيهء 244
وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ .
خداى گفت مر ايشان را از پس از آن‌كه زنده كردشان ، كارزار كنيد اندر طاعت من خداى فا دشمنان خداى . و بهرى گويند : مر ياران پيغامبر را گفت شما كارزار كنيد اندر طاعت خداى ، اى چنان مكنيد كه بنى اسرايل كردند .
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
و بدانيد كه خداى شنواست مر گفتارهاتان را و داناست به نيّتهاتان . آيهء 245
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً .
هركه او فام دهد فام نيكو مر خداى را ، هركه او صدقه دهد مر درويشان را به منش خوش ، و فر درويش بدان سپاس ننهد و مرورا نرنجاند و سخره نگيرد ، و ز حلال الفغده باشد و ان را فر خداى عزّ و جلّ بام گيرد .
فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً .
خداى بيفزايد مران نفقه