قصص الانبياء ، ص 114 ؛ الهىنامه ، ص 251 ؛ سمك عيار ، ج 3 ، ص 31 ؛ دارابنامه طرسوسى ، ج 1 ، ص 270 - 376 .
( 59 ) ص 87 ، س 8 خوابنيدن : خوابانيدن ، متعدى خوابيدن است كه در آن مصوت
a
به
a
بدل شده است در ترجمهء تفسير طبرى آمده : « و عثمان رضى اللّه عنه را بران در خوابنيدند » ( ص 1367 ) .
در شاهنامه چنين است :
همى كشت ازيشان و مىخوابنيد * بر او ناستاد هركش بديد
( شاهنامه ، ص 1527 )
نظير اين تغيير ، در افعال ديگرى چون : آگاهنيدن - جوشنيدن - روينيدن - هراسنيدن ديده شده است .
آگاهنيدن : « و مردمان يمن را از اين حديث بياگاهنيد » .
( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1068 )
جوشنيدن : « و در هريكى پارهاى روغن درانداختند و مىجوشنيدند » .
( اسرار التوحيد ، ص 171 )
خوارنيدن : « ما بخوارانيم آنكسى كه اگر بخواستى خداى ، بخوارنيدش » .
( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1499 )
روينيدن :
درخت آسان بود از بن بريدن * بريده باز نتوان روينيدن
( ويس و رامين ، ص 344 )
هراسنيدن : « و بهراسنيدن بدان دشمنان خداى را در دين » .
( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 589 )
( 60 ) ص 91 ، س 16 دوكانى : دوكان . دوكانى كه صورت ديگرى از دوكان است بسيار كم در متون ديده شده است . اينك شواهدى از اين طرز استعمال ، در سفرنامه چنين آمده است : « بر ميان آن دكانى نهاده است و آن دكانى از بهر آن كردهاند كه صخره بلند بوده است » ( سفرنامه ناصر خسرو ، ص 39 ) .
در اسرار التوحيد چنين است : « و بر در سراى دوكانيها كشيده و جمعى مردم انبوه دست در كمر كرده و بر پاى ايستاده » ( اسرار التوحيد ، ص 363 ، س 1 ) . و يا اين مثال :
« خادمى نيكوروى ديدم بران دوكانى نشسته » ( اسرار التوحيد ، ص 363 ، س 2 ) .