( 58 ) ص 87 ، س 5 آزادى : شكر و سپاس ، در پهلوى آزاديه
h ? id ? az ? a
نگاه كنيد به :
واژهنامهى مينوى خرد ، ص 8 . اين واژه در متون فارسى مكرر به اين معنى آمده است .
در ترجمهء تفسير طبرى آمده است : « و مر پدر را گفتند كه ما را ازو چه آزادى بود و چندين نيكويها به ما كرد » ( ص 793 ) .
فردوسى گفته است :
نوازيدن شاه و پيوند اوى * همى گفت آزادى و پند اوى
( شاهنامه ، ج 5 ، ص 1196 )
و جايى ديگر گفته است :
نياطوس را ديد در بر گفت * بپرسيد و آزادى اندر گرفت
( شاهنامه ، ج 9 ، ص 2765 )
فخر الدين اسعد گرگانى گفته است :
كه داند گفت چون بد شادى ويس * ز مرد چارهگر آزادى ويس
( ويس و رامين ، ص 366 )
فرخى چنين گفته :
اى جهانى ز تو به آزادى * بر من از تو چراست بيدادى
تا دلم نستدى نياسودى * چون توان كرد از تو آزادى
( ديوان فرخى ، ص 442 )
امير معزى گفته :
در طبع همه شادى ، در دست همه رادى * وز بخت به آزادى ، خورشيد جهان داران
( ديوان معزى ، ص 674 )
عبد الواسع جبلى چنين گفته :
ناجنسان را ز وصلت آزادىهاست * بر من چو زمانه از تو بيدادىهاست
در سينهء من آتش تيمار مزن * كين سينهء من خزينهء شادىهاست
( ديوان عبد الواسع جبلى ، ص 665 )
براى شواهد بيشتر نگاه كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 793 - 1613 ؛ تاريخ بلعمى ، ص 81 - 613 - 763 - 772 ؛ ترجمهء تاريخ طبرى ، ص 309 - 328 ؛ شاهنامه ، ص 2048 - 2090 - 2156 - 2381 و . . . تفسير قرآن كريم ، ص 114 - 139 - 151 - 190 - 231 ، و . . . كشف الاسرار ( در اين كتاب مكرر آمده است ) ، ج 1 ، ص 3 - 10 ؛ ج 2 ، ص 442 ؛ ج 3 ، ص 30 ، ص 62 ؛ ج 4 ، ص 26 ، ص 231 ؛ ج 5 ، ص 261 - 363 - 424 ؛ ج 6 ، ص 342 - 360 ؛ ج 7 ، ص 188 - 218 و . . .