آن قبله .
و بعضى آنست كه كار بستن آن منسوخ كرده است ، اما خواندن آن بر جاى مانده است . چنان كه گفتيم آن آيت يكساله عدت .
و بعضى آنست كه خواندنش منسوخ است و حكمش بر جاى مانده است ، چنان چون سنگساركردن مر زانيان را . گفتند اين آيت اندر قرآن بوده است و لكن خواندن آن منسوخ شده است و حكمش بر جاى مانده است .
و بعضى آيتها محكم است كه همى فرمانى از خداوند تعالى آمده است به ابتدا تا انتها هم بران حال مانده است ، نه ناسخ است خواندن آن و نه منسوخ است . چنان كه گفت
أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ *
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ
و آنچه مانند اينست چنان كه گفت
أَوْ نُنْسِها
« 1 » يا بگذاريم « 2 » منسوخ ناكرده ، تا بدان كار مىكنند تا روز قيامت .
و شرح آنكه گفت
نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها
اگر كسى سؤال كند كه روا باشد سخون خداى عز و جل بعضى بهتر باشد و بعضى بتر ، جواب ازين آنست ازان معنى كه همه سخون خدايست عز و جل ، نشايد كه گويى بعضى بهتر است و بعضى بتر . اما فرمان هست و كارهايى هست كه ما را بدان فرمان داد كه بهكردن آن مر ما را ثواب آن بيشتر است و بعضى را كمتر . آن بهترى و بترى اندر نصيب ماست ، [ 48 ] نه كلام خداوند تعالى بعضى بهتر و بعضى بتر ، و ديگر كارهاست از طاعتها ، كه رنج آن بر ما بيشترست و بعضى هست كه رنج آن كمتر است . اين بهترى و بترى اندر حق ماست .
هامش
( 1 ) . اصل : ننساها .
( 2 ) . اصل : بگداريم .