اينكه ايشان خويشتن بدان بفروختند و ديگر گفت خويشتن بدان گروگان كردند ، و ديگر گفتند بد چيزا كه خود را خريدند وز بهر خود گزيدند ، يعنى كه جادوى
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
( 96 ) لو علموا حقيقة العلم ما اختاروهم . گفت اگر ايشان راستى بدانندى كه ايشان را ازين جادوى چه زيانها خواهد داشت ، نگزينندى جادوى را ، و نياموزندى
وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا
يعنى اليهود آمنوا بالله و كتبه و رسله و اتقوا و الشرك « 1 » و الكفر
لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ
لكان ثوابهم عند الله خيرا من السحر گفت اگر ايشان كه جهوداناند بگروندى به محمد - صلّى اللّه عليه و سلم - و به كتاب او و به كتابهاى ديگر « 2 » كه « 3 » ايشان را از خداى عز و جل پاداش به ازين جادوى باشدى و آنچه بر جادوى مىيابند
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
( 97 ) لآمنوا اگر بدانندى كه چونين است بگروندى
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا
هذا حكم آخر اين حكمى ديگرست گفت اى مؤمنان پس ازين پيش پيغامبر آييد - صلّى اللّه عليه و سلّم - مرو را مگوييد كه راعنا ، و اينچنان بود كه اين راعنا اندر لغت عرب سخونى نيكو بودى ، يكى مر يكى را گفتى ، در من نيوش ، هوش سوى من دار تا چه گويم [ 45 ] ترا ، اما اين راعنا به لغت جهودان سخونى زشت بودى ، دعاى بد بودى ، تفسيرش چنان بودى كه بشنو كه مشنو يا پدهر « 4 » و زندگانى ( ؟ ) .
روزى اين جهودان درآمدند به نزد پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلّم - بشنيدند كه مؤمنان او را گفتند كه راعنا . چون بيرون شدند ، يكديگر را گفتند ، تا
هامش
( 1 ) . ظ : اتقوا الشرك .
( 2 ) . ظاهرا « كه » زايد مىنمايد .
( 3 ) . حاشيه : و بپرهيزندى از مشركى .
( 4 ) . اصل : پاك شده است .