صاحب سكته بمالند
دهن افربيون ديكر نافع از براى شخوص نفعى عجيب
صنعت آن
بكيرند روغن ياسمين يك رطل و حل نمايند در آن افربيون تازه يك اوقيه و اطراف سر عليل را بخمير كيرند و اين روغن را بر سرش بريزند نيم كرم يا پارچه را به اين روغن تر كرده بر سر صاحب شخوص بكذارند
[ دهن افربيون نافع از براى تمريخ فقرات و اعضاى عليله ]
دهن افربيون تمريخ فقرات و اعضاى عليله بان بعد از استفراغ كلى و تنقيه اعصاب از رطوبات بلغميه و ظهور علامات برء نافع است از براى فالج و استرخا و لقوه و ليكن مىبايد اولا عضو را بخرقه خشنى بمالند پس تمريخ به اين دهن نمايند
صنعت آن
بكيرند زيت ركابى يك رطل موم زرد غير مستعمل يك اوقيه موم را در زيت بكذارند و در هاون انداخته يك اوقيه افربيون تازه سوده در آن داخل نمايند و بدسته بمالند و بسايند تا يكسان كردد پس در شيشه نكاه دارند و عند الحاجت استعمال نمايند ابو جريح كفته كه فالجى كه بوده باشد حادث از جراحت آن را نافع است تدهين بدهن افربيون و بايد كه تمريخ كرده شود بان موضع علت را دائم ابن ماسويه كفته كه تمريخ بان نافع است از براى استرخاى حادث از ضربه و سقطه و نيز اين دهن نافع است از براى تشنج بلغمى تمريخ بان صاحب منهاج كفته كه دهن افربيون نافع است از براى خدر بلغمى تمريخ بان بعد از اسهال بمسهلات بلغم و چون مخلوط كنند به اين دهن افربيون جندبيدستر عاقرقرحا به وزن افربيون كه هر دو را نرم سائيده باشند و تمريخ جسد و منابت اعصاب بان نمايند دائم نافع است از براى خدر عارض از برودت خواه بياشامند يا تمريخ بان نمايند و و صاحب اقناح نيز چنين كفته روفس و ابو سهل مسيحى كفتهاند كه بعد از تنقيه باسهال بحب شيطرج و حب منتن بهنشانند صاحب رعشه بلغمى را در افتاب تا عرق كند پس تمريخ نمايند عضو مرتعش را و مخرج عصب آن را از فقرات بدهن افربيون نافع است مر آن را نفعى هويدا
[ دهن افربيون تاليف شيخ الرئيس ]
دهن افربيون تاليف شيخ الرئيس رح نافع از براى جميع دردهايى كه از سردى باشد خصوصا دردهايى كه در عصب باشد و از براى عرق النساء و وجع ظهر و رجل و از براى فالج و لقوه و استرخا
صنعت آن
قسط تلخ ده درم جندبيدستر پنج درم پودنه خشك دوازده درم عاقرقرحا هفت درم كندش چهار درم مويزج سه درم جمله را نيم كوفته در چهار صد درم شراب ريحانى يك روز يك شب بخيسانند پس باتش ملايم بهپزند تا كمتر از ثلث شراب بماند پس از آتش فرود آورده بكذارند تا سرد شود و بمالند ماليدنى شديد و بپالايند و داخل كنند در آن نصف وزن آن روغن كنجد يا روغن خيرى و باز بجوشانند تا آنكه شراب برود و روغن بماند پس بازاى هر ده درم روغن دو درم از افربيون سفيد تازه بسايند تا چون غبار شود و مخلوط كنند بروغن و باز بر آتش كذارند يك جوش ديكر داده از آتش بردارند و در شيشه كرده سر آن را بسته نكاه دارند و بوقت حاجت به كار برند
دهن افربيون به نسخه ديكر
صنعت آن
زيت عتيق يك رطل موم زرد بيست درم افربيون تازه ده درم زيت را كرم نموده موم را در آن بكذارند و صافى نموده فرفيون را صلايه كرده در آن داخل كنند و در هاون سنكى بدسته بمالند تا نيكو مخلوط شود و در شيشه نكاه دارند و در وقت حاجت به كار برند
دهن افربيون به نسخه ديكر
صنعت آن
قسط تلخ ده درم عاقرقرحا هفت درم مويز سه درم جمله را نيم كوفته در چهل درم شراب بهپزند تا ربع بماند پس چهل درم روغن خيرى داخل كرده بجوشانند تا شراب برود و روغن بماند پس در اخر دو درم فرفيون سوده داخل كنند و از آتش فرو كيرند
[ دهن افربيون ديگر نافع جهت جميع اوجاع ظهر ]
دهن افربيون ديكر نافع جهت جميع اوجاع ظهر حادث از رياح حادثه از رطوبات غليظه و بلغم غليظ و از براى افرسه و عرق النساء و استرخا و سكته و لقوه و اوجاع مفاصل ريحى و بلغمى
صنعت آن
به نسخهء كه سيّد اسمعيل در ذخيره در وجع ظهر ريحى ذكر كرده فلفل سفيد جندبيدستر فرفيون عاقرقرحا شحم حنظل حليت اجزا مساوى از مجموع ده درم و يك رطل روغن سداب داخل كرده اميخته يك هفته در افتاب نهند و هر روز دو مرتبه برهم زنند پس بپالايند و مرتبه ديكر ده درم همين ادويه داخل كرده يك هفته بدستور در افتاب كذارند و هر روز دو مرتبه برهم زنند پس از هفته بپالايند و مرتبه ثالث بدستور ده درم ادويه را داخل كنند و بعد از هفته بپالايند و استعمال نمايند
شياف افربيون ضعف مثانه و سلس البول رقيق را نافع است و باه را قوّت دهد
صنعت آن
مغز نارجيل مقشر مغز حب الصنوبر الكبار حب المحلب مقشر مغز بادام تلخ كرم دانه حب الزلم از هريك دو درم فربيون جندبيدستر سداب از هريك سه درم مقل ازرق ده درم مقل را در آب كند تا حل كرده باقى ادويه را جداجدا نرم كوبيده وزن نموده بان سرشته شيافها سازند
فصل در بيان ضماداتيكه اصل و عمود در انها افربيون است
ضماد افربيون مستعمل در فالج كه اعصاب را نرم كند و اين ضماد از بولس است
صنعت آن
فربيون يك اوقيه عاقرقرحا مرزنجوش مويزج از هريك يك اوقيه نطرون خردل از هريك دو اوقيه فلفل يك درم جندبيدستر چهار اوقيه كوفته بيخته روغن حب الغار داخل كرده در هاون بدسته بمالند نيكو تا چون مرهم شود بر مهرهاى پشت و عقب كردن ضماد نمايند
ضماد افربيون ديكر مستعمل در فالج
صنعت آن
افربيون تازه ده درم نرم سائيده موم زرد بيست درم در زيت كهنه نيم من كداخته فرود آورده هنوز كرم باشد كه فرفيون را داخل كرده در هاون سنكى بدسته بمالند تا هموار شود بر مهرهاى پشت و عقب كردن ضماد نمايند
ضماد افربيون مستعمل در تشنج امتلائى
صنعت آن
افربيون جندبيدستر ميعه سائله نرم سائيده موم زرد ثفل دهن بزر در روغن سوسن كداخته ادويه را داخل كرده در هاون سنكى بدسته بمالند تا چون مرهم شود ضماد نمايند
ضماد افربيون نافع از براى صداع مزمن
صنعت آن
افربيون دو مثقال كوفته باب مرزنجوش سرشته بعد از تراشيدن سر بر سر ضماد نمايند و اكر واهمه زيادتى حرارت باشد سفيده تخم مرغ و روغن كل سرخ و اندكى سركه داخل نمايند
ضماد افربيون به نسخه ديكر
صنعت آن
افربيون يك درم جندبيدستر دو دم هر دو را كرم سائيده زيت كهنه يك اوقيه داخل كرده در هاون بدسته بمالند تا يكسان شود و استعمال نمايند
طلاى افربيون نافع جهت فالج و استرخا
صنعت آن
افربيون ده درم عاقرقرحا مرزنجوش مويزج از هريك يك درم خردل فلفل سياه جوزبوا از هريك يك و نيم درم حب الغار سه درم جندبيدستر دو نيم درم مشك خالص نيم درم اجزا را با كلاب بر سنك صلايه نيكو سائيده كرم نموده طلا نمايند و اكر قدرى روغن قسط داخل نمايند ميكردد اقوى
طلاى افربيون ديكر كه همين منفعت دارد و تشنج امتلائى را نيز مفيد است
صنعت آن
افربيون جندبيدستر ميعه سائله قسط تلخ زرارند طويل جدوار خطائى اجزا مساوى بسيار نرم سائيده با كلاب يا عرق دارچينى كرم نموده طلا نمايند و درين طلا اكر بعضى از ادهان مثل دهن سوسن يا قسط يا خيرى و يا امثال اينها داخل نمايند بد نيست
فصل در بيان قيروطياتى كه اصل و عمود در انها افربيون است
قيروطى افربيون مستعمل در صداع مزمن
صنعت آن
افربيون دو درم كوفته موم زرد سى درم روغن شبت يكصد درم درهم كداخته افربيون را داخل كرده قيروطى ترتيب داده بر سر بمالند
قيروطى افربيون ديكر مستعمل در فالج و استرخا
صنعت آن
بكيرند روغن قسط يا روغن غار يا هر دو كرم نموده بكدازند در آن قدرى موم زرد كه بكرداند روغن را فى الجمله غليظ پس در هاون انداخته قدرى افربيون تازه را سحق نموده در آن داخل نمايند و بدسته بمالند تا يكسان شود و استعمال نمايند
[ قيروطى افربيون بولس ]
قيروطى افربيون بولس