تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠

فسدس

حب النيل است و كفته‌اند تخم ماذريون است

فسرافاطارس

بيوناني سرخس است

فسرافومين

بيوناني تمر است

فسريقون

زنجفر است

فسطافيون

بيوناني فستق است

فسطرن و فسطوريا

بيوناني سمك است

فسطسهره

كزبره است

فسطسه

بندق است

فسطيون فسا

دود الصنوبر است

فسفسه

اسپست است كه اسفست و يونچه و بعربي رطبه نامند

فسفرا

بيوناني و سرياني فسافس است

فسقي و فسقين

بيوناني خروع است و نيز فسقين بمعني قضبان الكرم است

فسلان

صغار نحل است و جمع فسيل

فسليون

برغوثي است كه بزرقطونا نامند

فسمونيون

اسفيداج اسرب است

فسملوبرون

هزارچشان است كه فاشرا باشد

فسمسلن

اسم يونانى سكنجبين است

فسمين

اسفيداج است

فسن

حجر المسن است

فسنغ

فشغ است

فسنياقيل

بايراني قاقله است

فسوابراسين

به عربى اصابع الصفر است

فسوة الصباغ و فسوة الضبغ

اسم عربى نوعى از كمات است كه فطر باشد

فسوة الكلاب

شاه‌بانج است و كفته‌اند غالينس است

فسوريون

بيونانى باقلى قبطى است كه قلقاس نامند

فسوليون

برغوثي است كه بزرقطونا باشد

فسوليدوس و فسيدس

بيونانى كاكنج است

فسيط

بعربي قمع سر خرما است و كفته اند چيدهء ناخن است

فسيورليس

بيوناني فلفلمويه است

فسيا

اسم عبرانى قاقله است

* فصل الفاء مع الشين المعجمة *

فش

درخت تنوب است

فشغه

لبلاب است و نيز پنبهء كه در چوب قصب باشد نامند و خرنوب را نيز كويند

فشوابراسين

بعربي اصابع الصفر است

* فصل الفاء مع الصاد المهملة *

فصا

حب الزبيب است كه عجم الزبيب باشد

فصافص

رطبه است

فصعاء

به عربى فاره است

فصفص

عبيثران است

فصفصه

اسپست است كه رطبه نامند

فصر

بكسر فا به عربى زبان را نامند

فصله

نخل بريده را كويند

فصيج

شير تازه دوشيده‌ايست كه كف آن نشسته باشد

فصيل

بچهء شتر است

* فصل الفاء مع الضاد المعجمة *

فضا

خرما و مويز مخلوط باهم و هر دو چيز مخلوط در يك ظرف را كه متغير نشود يكى از انها از ديكرى فضا نامند

فضال و فضوخ

به عربى اسم خمر است

فضيه و فضعل

به عربى عقرب است

فضله

بقيه و پس ماندهء چيز را نامند و چيز ردى را نيز

فضيج

بجيم عروق را نامند

فضيخ

عصير عنب است و نيز شراب متخذ از بسر را نامند

فضيض

آب شيرين و آب باران را نامند و طلع را نيز

* فصل الفاء مع الطاء المهملة *

فطارميقى و فطرميقي

بيوناني عرطنيثا است و كويند كندش است

فطارليس

سرخس است

فطر

اسم سماروغ است كه بهندى پهين‌چهتر نامند

فطرياثا

كماة ابيض است كه فطر ماكول و به فارسى هيكل و سماروغ نيز نامند

فطر اساليون و فطر اسالئين

كرفس صخرى است كه كرفس جبلي نامند

فطروسليون

بزر كرفس جبلى است

فطرياسا

بسريانى فطر است

فطريس

سرخس است

فطريطن

فطريطيقون است كه عصير
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 980 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى