تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١

قمحان

بعربي زعفران است و ذريره را نيز نامند

قملة الذرع

بعربي طائرى است مانند جراد

قمرزداقاقيا

بسرياني صمغ اقاقيا است

قمرون

اسم عربي روبيان است

قموليا

قيموليا است

قموزدلوزا

بسرياني صمغ لوز است كه بفارسي ازو بادام نامند

قمي

بيوناني بسفايج است

قميا

به عربى ياسمين است

قميحه

بعربي اسم سفوفى است كه در دهان پاشند و بمعني جوارش نيز كفته‌اند و مطلق سفوفات را نيز نامند

قميشه

بعربي حب حنظل است

قميله

بلغت اهل شام دوقس است و حشيشة البراغيث نيز نامند

قميم

اسم عربى شيرهء حسك است

* فصل القاف مع النون *

قنا

نوعي از اندروطاليس است و نزد بعضي رطبهء يابسه و بلغت مصرى اسم اشق و بلغت مغربى كاكنج است

قنابر

بعربي قبره است و واحد آن قنبره

قنابرى

اسم عربي عملول است كه به فارسى برغثت نامند

قنابس اغريا

بيوناني قنب برى است

قنابوس

بيوناني شهدانج است

قناربه

اسم حرشف بستاني است و آن كنكر است

قند

شكر طبرزد است

قناقينوس

برومى كافوريه است

قنامس و قناميس و قاناميس و قنبيس

بيوناني شهدانج است

قنباد و قند بائلى

بعربي شيح ارمنى است كه درمنهء تركي نامند

قنبيرس

به عربى نوعى از لبن حامض است

قُنبيض

بضم اسم عربي حيه است

قنبعه

خوشهء غلات است

قنبل

اسم عربي شجر است

قنبير

قنبيل است كه به فارسى كنبيل نامند

قنداول

اسم شامى دارشيشعان است

قندة و قنديد

بمعنى قند است

قندة الرقاع

اسم عربى نوعى از تمر است

قندر

لوز است

قندران و قندرون

بعجمى و بتركى و اصفهاني علك البطم است و كفته‌اند كه اسم عجمى صعتر است

قندرس

بيوناني حب صنوبر است

قندزقورى و قندس‌قيرس

جند بادستر است

قندس

بعربي كندس است

قندز و قندوز

بتركي حيواني كه خصيهء آن جند بادستر است

قندول

دارشيعشان است

قنديد

خمرى است يا عصارهء است كه طبخ نموده و در ان افاويه طيبه داخل كرده مانند ورس و عنبر و كافور و مشك و بمعنى خلوق نيز آمده

قنس

بعربي نباتى است خوش‌بو كه به فارسى راسن نامند

قنطا

برومي دم الاخوين است

قنطاانورين

بيوناني خصية الثعلب است

قنطار

بعربي عود مطر است و عود البخور را نيز نامند و كفته‌اند ساداوران است و نام وزني و مقدارى است و در اوزن ذكر يافت

قنطرما

بيونانى اترج است

قنطزيس

بعربي فاره است

قنطس

آس است كه به فارسى مورد نامند

قنطواسلوا

صنوبر كبير است

قنطوايدس

حب صنوبر صغير است

قنطورديون

فاوانيا است

قنطوريون و قنطوريون طوليطون

بيوناني قنظوريون صغير است

قنطوريون طوماغا

بيوناني قنطوريون كبير است

قنطيدا

بيوناني افيون است

قنفخر

بيخ بردى است

قنقهر و قنقهن

قيقهر است

قنقع و قنفع

فاره است

قنمه

بعربي خبث و زنك ادهان و زيت و مانند آنست و جوز فاسد را نيز نامند

قنبى

بسرياني قنب است كه آن را به فارسى بنك نامند

قنب

هندى به فارسى بنك هندى است