تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 991

مساهمون:

ص٩٩١

قدح

صاحب تحفه كفته نوعى از ابرون را نامند و اصح آنست كه بخور مريم است

قدح

مريم كياهى است كه برك و بيخ آن مفتت سنك مثانه و مدر بول است و آن نوعي است از حى العالم كه مسمى است بزلايف الملوك و نواب علوى خان مرحوم كفته‌اند كه غلط است زيرا كه آن قداح مريم است

قَدّ

بفتح اول و تشديد دال بعربي جلد نخله است

قُدّ

بضم اول و تشديد دوم بعربي ماهي بحرى است

قداح مريم

قدح مريم است و قداح مريم از ان جهت نامند كه كلهاى آن طولاني پيچيده شبيه بزلف بافته و اهل شيراز آن را زلف عروسان نامند و بهندى جته دهارى نامند و اهل مغرب زلايف الملوك جهت آنكه برك آن مانند قدح كوچكيست و ازين جهت اين را اذان القسيس نامند و كفته‌اند بيوناني قوطوليدون نامند و بعضى كفته‌اند نوعي از حى العالم است

قَدَميا

بفتحتين بيونانى اقليميا است

قدوح و قداح

بفتح اول و ضم ثاني به عربى اسم ذباب است

قدومه

نزد عامهء اهل اصفهان اسم تودرى است

قديح

اسم عربي مرق است كه بفارسي شوربا نامند

قدير

كوشت مطبوخ در ديك است

قديم الملك

خبازى است

* فصل القاف مع الذال المعجمة *

قذاذه

قطعهء ذهب است

قذة و قذقان الاذنان و القذذا

اسم برغوث است و نيز قذذ بمعنى كيك است

* فصل القاف مع الراء المهملة *

قراء

بسرياني اسم فرع است

قراقاج

بتركي دردار است

قرااس يابالوطن و قرااس قافالوطن

بيوناني كراث شامي است كه عامهء اهل شيراز پر پياز نامند

قراثا

به عربى قسمى از نخل است كه تمر و بسر آن بهتر مىباشد

قراچورك اودى

بتركى شونيز است

قريح و قراح

آب خالص است

قرارى

بسريانى حب خروع است

قرارنوش

برومى اسم شمع است كه بفارسي موم نامند

قرارنوفل

نيلوفر است

قراساوس

بيوناني زيتون الماء است

قراسنقر

بتركي طائرى است از طيور صيد مائل بسياهى و غليظ

قراسيا و قارسا

قراصيا است

قراسيوس و قريصاء بروطونيس و قريصا بروطونس

شراب حلوى است كه از انكورى كه بيوناني قريطيقونس نامند سازند

قُراشم

بضم اول و فتح ثاني به عربى قراد عظيم است

قراض

بابونه است و اقحوان را نيز

قراضه

به عربى نوعى است از حلواى صلب لزج كه از لبوب سازند و اقراص و بنادق بزرك‌تر از ان سازند معروف است اين حلوا نزد اهل ايران بمقراضى

قراطارخ

اسم تركى شحرور است

قراطن

بيونانى ماء العسل را نامند و آن عسل قليل است كه طبخ كرده شود با ماء كثير

قراطوس و قراطومن

بيونانى دروفيون است

قراصياقراطيا

بسريانى و بيوناني خرنوب شامى است

قراع

طائرى است كه عود الصليب را بمنقار خود باشيان برد

قرقلون

قرنفل است

قرافه

بكسر اول بعربي لحاء شجر است

قرافاج

بتركي ثمر درخت دردار است

قراتروط

بتركي رخبين و كفته‌اند مصل است

قرقيون

بيونانى كبابه است

قراقوش

بتركى عقاب است

قراقينوس

برومى اشترغار است

قراموس

برومى باقلى است

قراميون

بصل است

قرانيا

بيونانى اسم زقال است

قرالينى

اغريا بيونانى كرنب برى است

قِراد

بكسر اول اسم تركى صقيع است كه